خلاصه داستان: روایتگر زندگی «حاج محسن»، قهرمان سابق تیم کشتی و مدیر و مربی باشگاه پولاد است که با شور و شوق به تعلیم کشتیگیران جوان مشغول است. پس از فوت همسرش، ضربه روحی شدیدی به او وارد میشود و «حاج محسن» از کار بازمیماند و باشگاه در آستانه تعطیلی قرار میگیرد. در این میان...
خلاصه داستان: داستان پیرمرد مهربانی به نام پاکنهاد را روایت میکند. او مؤسس مدرسهای برای کودکان ناشنوا بوده، اما اکنون پسران طماعش او را در یک خانه سالمندان پنهان کردهاند. آنها به دیگران میگویند که پدرشان به خارج از کشور رفته و قصد دارند ساختمان قدیمی مدرسه را تخریب کرده و...
خلاصه داستان: ساخت پلی بین دو روستایت ترکنشین و کردنشین، سبب الفت و اتحاد بیش از پیش دو طایفه ترک و کرد میشود. در پی تحکیم دوستی دو طایفه دختر و پسری نیز از دو طایفه به ازدواج هم در میآیند و از این پس روزگار مساعدی را با یاری هم میگذرانند. اما اشرار که...
خلاصه داستان: داستان «خمره» در یک مدرسه روستایی ساده و محروم اتفاق میافتد. تنها منبع آب مدرسه، یک خمره (کوزه بزرگ آب) است که دانشآموزان از آن برای نوشیدن آب استفاده میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «پوتین» داستان گروهی از بسیجیان ایرانی را دنبال میکند که در یکی از جبهههای جنگ تحمیلی اسیر دشمن میشوند آنها تلاش میکنند از اردوگاه اسارت فرار کنند، اما به دلیل اختلاف نظرها و تفاوت در دیدگاههایشان موفق به این کار نمیشوند.
خلاصه داستان: به منظور مقابله با تبلیغات نیروهای دشمن مبنی بر بی تحرکی نیروهای ایرانی، یک گروه از رزمندگان جنگهای نامنظم مأموریت مییابند طی عملیاتی در درون خاک دشمن، پالایشگاه شهر کرکوک را به آتش بکشند. گروه پس از مجاهدتهایی و گذراندن حوادثی به شهر نزدیک میشوند. در اینجا کردهای مسلمان عراقی به کمک آنها میآیند و همه دست در دست یکدیگر مأموریت را به سلامت به انجام میرسانند و با به جا گذاشتن سه شهید، بازمیگردند.
خلاصه داستان: سعید فرزند یک خانواده متمکن در یک حادثه رانندگی باعث مرگ مردی میشود و میگریزد. پلیس از روی نشانه اتومبیل، پدر سعید را به اتهام قتل دستگیر میکند. وقتی موضوع روشن میشود سعید به جای پدر روانه زندان میشود. کوشش پدر سعید برای جلب رضایت همسر و برادر مقتول بینتیجه است، تا این که ...
خلاصه داستان: امیر و مریم قرار است با هم ازدواج کنند اما روز عروسی، شهر توسط دشمن موشک باران میشود و مردم، شهر را خالی میکنند. ولیکن مریم با وجود خطرات ناشی از موشک باران ترجیح میدهد که عروسی برگزار شود...