خلاصه داستان: داستان مهندس زرین (با بازی جمشید مشایخی) را روایت میکند که در کارخانهای با ساخت قطعات داخلی در جهت خودکفایی کشور تلاش میکند. این موضوع او را با قاچاقچیان ارز و کالا درگیر میکند. قاچاقچیان که از تلاشهای او ناراضی هستند، سه تن از همکاران مهندس زرین را ترور میکنند و او را...
خلاصه داستان: داستان درباره کیوان محتشم (با بازی فرامرز قریبیان)، افسر نیروی دریایی است که رهبری گروهی از غواصان را برای شناسایی یک مرکز ردیابی کشتیهای ایرانی در خلیج فارس بر عهده دارد. پس از شناسایی مرکز و عدم موفقیت در نابودی آن، نیروهایشان مورد هجوم دشمن قرار میگیرند. محتشم که بر اثر کمبود اکسیژن زیر آب دچار آسیب ریوی میشود، در بیمارستان بستری میگردد.
خلاصه داستان: داستان درباره علی، رزمندهای است که پس از دور کردن خانوادهاش از منطقه جنگی، خودش در درگیری با عراقیها اسیر میشود. در اردوگاه، اسرای ایرانی در پی اجرای نقشه فرار هستند تا اسامی خود را به نیروهای خودی برسانند، چراکه عراقیها وجود این اردوگاه را از صلیب سرخ پنهان کردهاند. پس از پایان جنگ، همسر علی بیخبر از سرنوشت اوست. علی در اردوگاه موفق میشود جاسوس عراقی را شناسایی کند. در نهایت، اسرا با استفاده از یک تانکر آب از اردوگاه میگریزند، اما درگیری با نگهبانان آغاز میشود.
خلاصه داستان: در زمان جنگ تحمیلی، به یک گردان غواص مأموریت داده میشود تا ضمن نفوذ به جزایر «امالرصاص» و «ماهی» در خاک عراق، نقطه مشکوکی را که در واقع مخفیگاه مهمات شیمیایی دشمن است، شناسایی کنند.یک ژنرال عراقی، که با نیروهای ویژه ریاست جمهوری مأمور حفاظت از انبار مهمات شیمیایی است، معتقد است به «گنج پنهان» او تجاوز شده و باید هر چه سریعتر نیروهای ایرانی را نابود کند...
خلاصه داستان: داستان فیلم روایتگر بخشی از عملیات کربلای ۷ در منطقه ارتفاعات حاج عمران (موسوم به ارتفاع ۲۵۱۹) در شمال غرب ایران است. این ارتفاعات استراتژیک به تصرف نیروهای عراقی درآمده و شهرهایی مانند ارومیه را زیر آتش توپخانه خود گرفته بودند .ارتش ایران تصمیم میگیرد به تنهایی این ارتفاعات را آزاد کند. پس از مشورتهای بسیار، مجوز عملیات صادر میشود و نیروهای لشکر ۶۴ ارومیه در شبی سرد و برفی وارد عمل میشوند .
خلاصه داستان: فیلم «خلبان» روایتگر زندگی سرتیپ عباس دوران، یکی از خلبانان برجسته و شجاع نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در دوران جنگ ایران و عراق است.
خلاصه داستان: یعقوب (جمشید هاشمپور)، برای حمایت از جمیل، شاگرد قهوهخانه، درگیر نزاعی میشود که منجر به زخمی شدن جمیل با چاقو میگردد. یعقوب او را به بیمارستان میرساند، اما جمیل فوت میکند. ستوان عزیز تازه (محمد صادقی)، یعقوب را تا پیدا شدن قاتل اصلی بازداشت میکند...
خلاصه داستان: درباره سه نفر به نام های محمود، رامین و اسی است که سوار بر اسکیت کیف های مردم را در یک پارک می ربایند و با کمک ساسان، دیگر دوستشان که خودروی پدر متمولش را در اختیار دارد، فرار می کنند. الهه خواهر محمود که یک پزشک است پس از سال ها برای پیدا کردن او به تهران می آید و نزد مهری خواهر دوستش ساکن می شود...