خلاصه داستان: داستان مجموعه دربارهٔ پدر میانسالی به نام «اسدالله خان» است. اسداللهخان پدری مهربان، خانوادهدوست، دلسوز و در عین حال سختگیر و پرصلابت است. به باور او همهٔ پسرانش پس از ازدواج میبایست در خانهٔ بسیار بزرگ او زندگی کنند. او چنین سیاستی را در مورد دو دخترش «مهری» و «زری» در پیش نگرفته و به همین جهت آنها دارای زندگی مستقلی هستند.
خلاصه داستان: «دریا» به همراه خانواده خود در یکی از روستاهای شمال کشور ایران با امکانات اندکی زندگی میکند. شیطنت های کودکانه «دریا» و طفل های فامیل هر بار مشکلاتی...
خلاصه داستان: در والنسیای روستایی اواخر قرن نوزدهم میگذرد. داستان با اخراج «تیو بارِت» (عمو بارِت) و خانوادهاش از کلبه و زمینی که نسلها در آن کار کردهاند آغاز میشود؛ زیرا او قادر به پرداخت بدهیهایش به مالک زمین، «دُن سالوادور» نیست. تیو بارت که از این بیعدالتی به خشم آمده، سالوادور را میکشد و به زندان میافتد. از آن پس، اهالی منطقه به رهبری «پیمِنتو» قسم میخورند که هیچکس در آن زمین کار نکند...
خلاصه داستان: در روستایی کوهستانی در منطقه آبروتسو و در سالهای آغازین حکومت فاشیستی (۱۹۲۷) روایت میشود. روستای فونتامارا جایی است که همه آن را فراموش کردهاند و ساکنان فقیر آن که «کافونی» (cafoni) خوانده میشوند، مجبورند در زمینهای سنگی و خشک برای زمینداران کار کنند. براردو ویولا (با بازی میشله پلاسیدو)، جوانی سرسخت و مبارز، قصد دارد پس از به دست آوردن پول کافی...
خلاصه داستان: تنها پسر دن آلخاندرو به کالیفرنیای دهه ۱۸۲۰ باز می گردد تا با نیروهای نظامی فاسد محلی مبارزه کند. او روزها نقش یک جوان بی دست و پا را بازی می کند و شب ها بهعنوان شمشیرزن نقاب دار، زورو، ظاهر می شود و با شمشیرش علامت “Z” را بر جای می گذارد. اسب های او، یک سیاه و یک سفید، به نامهای تورنادو و فانتوم شناخته می شوند.
خلاصه داستان: داستان در بغداد میگذرد، جایی که سلطان شاهریار (با بازی داگری اسکات) پس از کشتن همسر خیانتکارش، دیوانه میشود. او ازدواج مجدد میکند اما تصمیم دارد هر روز صبح همسر جدیدش را اعدام کند تا از نقشه دیگری در امان بماند. در این میان، وزیر بزرگ (با بازی جیم کارتر) نمیتواند دختر خود، شهرزاد (با بازی میلی آویتیال) را از این سرنوشت نجات دهد. او دو دختر به نامهای دنیازاد و شهرزاد دارد. شهرزاد که دختری باهوش است، نقشه میکشد تا با گفتن قصه برای سلطان، نقشههای او را خنثی کند. مجموعه از داستانهای متعددی مانند علی بابا و چهل دزد و علاءالدین و چراغ جادو تشکیل شده است.
خلاصه داستان: ماریلا و متیو کاتبرت، خواهر و برادری مزرعهدار هستند و صاحب گرین گیبلز محسوب میشوند. آنها تصمیم میگیرند سرپرستی پسربچه ای را به عهده بگیرند اما کسی که مسئولیت داشته یتیم مورد نظر را از یتیمخانه به گرین گیبلز ببرد، به اشتباه دختربچهای به نام آن شرلی که والدینش را هنگامی که سهماهه بوده از دست داده، به گرین گیبلز میآورد و…
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تی وی شو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.