خلاصه داستان: «لورل اند هاردی شو» ساختاری کاملاً اپیزودیک دارد. هر قسمت داستانی مستقل را روایت میکند که معمولاً حول موضوعات سادهای مثل:
انجام یک کار روزمره قبول یک شغل موقت تعمیر وسایل ورود ناخواسته به دردسرهای خندهدار میچرخد، اما همین موضوعات ساده خیلی زود به
آشفتگیهای طنزآمیز و موقعیتهای کمدی پیدرپی تبدیل میشوند.
خلاصه داستان: نیکولو پولو، بازرگان ونیزی، پس از ۱۳ سال همراه با برادر خود ماتئو با پیامی از قوبلای خان، خاقان چین، به زادگاه خود باز میگردد و از مرگ همسرش باخبر میشود. مارکو پولو در ابتدا روی خوش به او نشان نمیدهد زیرا پدرش را مقصر این اتفاق میداند ولی با سخنان عمهاش فلورا این ارتباط به گرمی گراییده و مارکو راغب به همسفر شدن با آنها میشود...
خلاصه داستان: داستانهای ملوان زبل معمولاً حول محور زندگی یک ملوان ساده، زحمتکش اما بسیار سرسخت میچرخد که در موقعیتهای مختلف با دشمن همیشگی خود روبهرو میشود.
خلاصه داستان: کاراکتر دپیوتی داگ (همان معاون کلانتر خودمان) را شرکت TerryToons Cartoon خلق کرد.دپیوتی داگ، با آن شکم جلو آمده و کلاه و ژیلهاش، از تمام نشانههای مجری قانون بودن فقط نشان روی سینه را دارد و یادآور کاراکترهای این شکلی وسترنهای فورد و هاکس است.
همه امور زندگی معاون در زندان کلانتری میگذرد. .آن صحنه مشهوری که ماسکی و وینس، معاون را زورکی روی سن نمایش میکشانند تا حسابی جلوی همه کنفش کنند و ما خیال میکردیم تیتراژ است، در واقع ربط دهنده اپیزودها به هم بود.
خلاصه داستان: که در فرانسه قرن هفدهم اتفاق میافتد، داستان یک جوان دوگتانیایی (دارتانیان) را دنبال میکند که از بئارن به پاریس سفر میکند تا به یکی از تفنگداران شاه لویی سیزدهم تبدیل شود (در سراسر کارتون از آنها به عنوان تفنگدار یاد میشود و فقط عنوان کارتون آنها را «سگهای تفنگدار» مینامد). او به سرعت با سه تفنگدار (پورتوس، آتوس و آرامیس) دوست میشود و ژولیت، ندیمهای که در انتظار ملکه آن اتریش است را نجات میدهد...