خلاصه داستان: در والنسیای روستایی اواخر قرن نوزدهم میگذرد. داستان با اخراج «تیو بارِت» (عمو بارِت) و خانوادهاش از کلبه و زمینی که نسلها در آن کار کردهاند آغاز میشود؛ زیرا او قادر به پرداخت بدهیهایش به مالک زمین، «دُن سالوادور» نیست. تیو بارت که از این بیعدالتی به خشم آمده، سالوادور را میکشد و به زندان میافتد. از آن پس، اهالی منطقه به رهبری «پیمِنتو» قسم میخورند که هیچکس در آن زمین کار نکند...
خلاصه داستان: تنها پسر دن آلخاندرو به کالیفرنیای دهه ۱۸۲۰ باز می گردد تا با نیروهای نظامی فاسد محلی مبارزه کند. او روزها نقش یک جوان بی دست و پا را بازی می کند و شب ها بهعنوان شمشیرزن نقاب دار، زورو، ظاهر می شود و با شمشیرش علامت “Z” را بر جای می گذارد. اسب های او، یک سیاه و یک سفید، به نامهای تورنادو و فانتوم شناخته می شوند.
خلاصه داستان: داستان در بغداد میگذرد، جایی که سلطان شاهریار (با بازی داگری اسکات) پس از کشتن همسر خیانتکارش، دیوانه میشود. او ازدواج مجدد میکند اما تصمیم دارد هر روز صبح همسر جدیدش را اعدام کند تا از نقشه دیگری در امان بماند. در این میان، وزیر بزرگ (با بازی جیم کارتر) نمیتواند دختر خود، شهرزاد (با بازی میلی آویتیال) را از این سرنوشت نجات دهد. او دو دختر به نامهای دنیازاد و شهرزاد دارد. شهرزاد که دختری باهوش است، نقشه میکشد تا با گفتن قصه برای سلطان، نقشههای او را خنثی کند. مجموعه از داستانهای متعددی مانند علی بابا و چهل دزد و علاءالدین و چراغ جادو تشکیل شده است.
خلاصه داستان: ماریلا و متیو کاتبرت، خواهر و برادری مزرعهدار هستند و صاحب گرین گیبلز محسوب میشوند. آنها تصمیم میگیرند سرپرستی پسربچه ای را به عهده بگیرند اما کسی که مسئولیت داشته یتیم مورد نظر را از یتیمخانه به گرین گیبلز ببرد، به اشتباه دختربچهای به نام آن شرلی که والدینش را هنگامی که سهماهه بوده از دست داده، به گرین گیبلز میآورد و…
خلاصه داستان: وقتی «جو تایگن» آینه ای بیضی شکل را به عنوان هدیه از صاحب سالخورده یک عتیقه فروشی دریافت می کند، با شگفتی می بیند که به جای تصویر خودش، چهره دختر دیگری در آینه ظاهر شده است. خیلی زود روشن می شود که آن دختر هم جو را به همان وضوح می بیند. جو که در دههی ۱۹۹۰ زندگی می کند و...
خلاصه داستان: دو نوجوان برای تعطیلات به روستایی می روند و برای اینکه از اوقات فراغت خود استفاده نمایند مشغول حفر زمینی کشاورزی به تصور پیدا کردن اشیا قیمتی می شوند که با ریزش این حفره متوجه چیزهای عجیبی می شوند که داستان این سریال زیبا را شکل می دهد...
خلاصه داستان: داستان سریال در دوران هجوم طلا به منطقه کلوندایک در آلاسکا و کانادا در اواخر قرن نوزدهم میلادی (حدود ۱۸۹۷) روایت میشود .شخصیت اصلی داستان، کریستوفر "کیت" بلیو با بازی مارک پیلو ، یک روزنامهنگار خوشگذران اهل سانفرانسیسکو است که از زندگی یکنواخت شهری خسته شده است . عازم سفری پرماجرا به سرزمینهای یخزده شمال میشود تا همراه با عمویش و دیگر جویندگان طلا، بخت خود را برای یافتن ثروت بیازماید...