خلاصه داستان: داستان «مادری» دربارهٔ زندگی دو خواهر است که به تنهایی در شهر یزد با یکدیگر زندگی میکنند؛ با این تفاوت که یکی عشق خود را رها کرده و دیگر عشقش او را رها کردهاست. آنها یک تنه روبروی مشکلات و مسائلی که سر راه دارند، ایستادگی میکنند و حرکتی رو به جلو دارند تا اینکه …
خلاصه داستان: روایتگر داستان زندگی خانم نویسندهای است که مشغول مطالعه کتابی است و به دلیل شرایطی که دارد دغدغههای گذشته او همراه با خواندن کتاب برایش یادآوری میشود.
خلاصه داستان: داستان از مرگ محمدشاه و آمدن ناصرالدین شاه به تهران و تاجگذاری وی آغاز میشود و تمامی دوران صدرات امیرکبیر و توطئههای دشمنانش را در بر میگیرد. امیر کبیر در دوره ناصرالدینشاه قاجار، اصلاحات کشور را اندکی پس از رسیدن به صدارت آغاز میکند. به دستور او مدرسه دارالفنون برای آموزش علوم و فنون جدید در تهران تأسیس میشود و روزنامه وقایع اتفاقیه را راهاندازی میکند. تصمیمات و قوانین وضع شده جدید به مذاق درباریان خوش نمیآید و امیرکبیر با توطئه اطرافیان شاه از مقام خود برکنار و به کاشان تبعید میشود و...
خلاصه داستان: داستان فیلم برگرفته از روایات رسمی دولت ایران از وقایع درونی سازمان مجاهدین خلق ایران پیش از انقلاب ۱۳۵۷ ایران است. این فیلم بازگوکننده اختلافات میان دو دسته در سازمان مجاهدین خلق و درگیری میان چهرههای کلیدی آن مانند تقی شهرام، مرتضی صمدیه لباف و مجید شریف واقفی در متن یک داستان عاشقانه نافرجام است.
خلاصه داستان: این مجموعه داستان مردی معتاد به نام نادر پرور (رضا عطاران) است که به همراه دخترش درسا پرور (نیکی نصیریان) در کرج زندگی میکند و از همسرش مریم (فریده فرامرزی) طلاق گرفتهاست. پس از فوت پدرش اوس احمد پرور(احمد پورمخبر)، او و برادرش صابر پرور (حمید لولایی)، خواهرش بهجت پرور (مرجانه گلچین)، و شوهرخواهرش توفیق اجباری (غلامرضا نیکخواه) بر سر تقسیم ارث و میراث پدری که یک خانه و یک نانوایی است به اختلاف برمیخورند.
خلاصه داستان: رعنا و ادی «آدینه» دو جوان از دو موقعیت کاملاً متفاوت خانوادگی و اجتماعی، بر اثر حادثهای با هم مواجه و همسفر میشوند. رعنا زنی کم تجربه و مذهبی است که به خاطر نیاز مالی، پنهانی مسافرکشی میکند ادی «آدینه» پسری با وضع مالی خوب است که از خانهٔ خود فرار کردهاست. در میانهٔ راه رعنا متوجه میشود که همسفرش یک ...
خلاصه داستان: نصرت خانم (مریم امیرجلالی) زنی متکی به نفس است که پس از مرگ شوهرش کمر همت بسته فرزندان قد و نیم قدش را به سختی اما آبرومندانه از آب و گل درآورده است. داستان از جایی شروع میشود که مهلت خانه اجارهای نصرت خانم به سر آمده و او مجبور است به خانهای دیگر نقل مکان کند اما این جابجایی باعث بروز ماجراهایی میشود که مسیر زندگی نصرت خانم و خانوادهاش را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: سینهسرخ پرنده عجیبییه!؟، بهارا میره، زمستونا برمیگرده، از سرما و سختی نمیترسه، کوچ نمیکنه، دونهاش رو پیدا میکنه، یا لونهاش رو تغییر میده، ما همهمون سینه سرخیم…
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تی وی شو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.