خلاصه داستان: «تفنگ شکسته» مثل بسیاری از فیلمهای دهه ۱۳۶۰، داستان ارباب و رعیت و ظلم ارباب به رعیت را روایت میکند .اهالی روستای «قلعه بالا» که در منطقهای معدنی زندگی میکنند، به حیله و نیرنگ ارباب کشت و زرع را رها کردهاند و به کار در معدن فیروزه که زیر نظر او است مشغول میشوند .معدن توسط «بکتاش» (با بازی منوچهر حامدی)، مباشر سنگدل و ظالم ارباب، اداره میشود. او با خشونت و ستم کامل بر کارگران معدن حکومت میکند .
خلاصه داستان: میرزا نوروز عطاری است که حاضر نیست کفشهای کهنه و پر از وصلهٔ خود را دور بیندازد و کفشهایی نو بخرد و همین امر سبب میشود تا مردم شهر او را دست بیندازند و مسخره کنند. همسر و فرزندان میرزا نیز که دیگر طاقت این وضع را ندارند، او را ترک میکنند و شرط بازگشتشان را خرید کفشهایی نو از سوی میرزا قرار میدهند. سرانجام میرزا با اکراه رضایت به خرید کفشهایی تازه میدهد و میخواهد که کفشهای وصلهخوردهٔ خود را دور بیندازد، ولی به هرکجا که پرتابشان میکند، کفشها برایش دردسرساز میشوند و با خلقِ حادثهای، میرزا را به نزد قاضی شهر میبرند...
خلاصه داستان: «پلاک» روایتی از جنگ ایران و عراق است و داستان یک گروه هشت نفره از تکاوران نیروی مخصوص ارتش را روایت میکند. آنها به فرماندهی سروان هاشمی مأمور میشوند تا از خطوط دشمن عبور کرده و وارد منطقه تحت اشغال عراق شوند. هدف اصلی آنها، تهیه نقشهای از استحکامات و میادین مین دشمن است. پس از اتمام ماموریت، در جریان درگیریهای سنگین با نیروهای عراقی، تنها سه نفر از گروه جان سالم به در میبرند و بقیه به شهادت میرسند.
خلاصه داستان: سریال «بوعلی سینا» زندگی و دستاوردهای «ابوعلی سینا» را روایت می کند. ایشان در روستای افشنه چشم به جهان می گشایند و به سفرهای مختلف می روند تا بر علم خود بیفزایند.
خلاصه داستان: داستان از مرگ محمدشاه و آمدن ناصرالدین شاه به تهران و تاجگذاری وی آغاز میشود و تمامی دوران صدرات امیرکبیر و توطئههای دشمنانش را در بر میگیرد. امیر کبیر در دوره ناصرالدینشاه قاجار، اصلاحات کشور را اندکی پس از رسیدن به صدارت آغاز میکند. به دستور او مدرسه دارالفنون برای آموزش علوم و فنون جدید در تهران تأسیس میشود و روزنامه وقایع اتفاقیه را راهاندازی میکند. تصمیمات و قوانین وضع شده جدید به مذاق درباریان خوش نمیآید و امیرکبیر با توطئه اطرافیان شاه از مقام خود برکنار و به کاشان تبعید میشود و...
خلاصه داستان: پیرمرد ثروتمندی پسران و عروسهایش را فرا میخواند تا پیش از مرگ میراثش را میان آنان تقسیم کند. تنها کسانی که به مال پیرمرد چشم ندارند پسر بزرگتر و خدمتکار پیر خانه اند. پیرمرد زمانی که در زیرزمین خانه مشغول موعظه برای فرزندان و عروسها است میمیرد و...
خلاصه داستان: در اواخر مهر ماه ۱۳۵۹، هنگامی که خرمشهر در خطر سقوط قرار دارد، یک گردان از پاسداران به فرماندهی مرتضی برای کمک به رزمندگان این شهر از تهران حرکت میکند و چون جادههای آن حوالی در دست عراقی هاست، آنان بایستی از بندر ماهشهر به وسیله هلیکوپتر خود را به خرمشهر برسانند اما کوشش او برای در اختیار گرفتن هلیکوپتر ناکام میماند و مرتضی گردانش را با یک لنج از طریق خلیج فارس به خرمشهر میرساند...
خلاصه داستان: لیلا زنی است تنها که به دنبال ناگواری های بسیار تعادل روانی خود را از دست می دهد و تصمیم به خودکشی می گیرد. یک مددکار اجتماعی به نام فرشته با پی بردن به زندگی گذشته و فهمیدن ناراحتی های روحی او با کوشش فراوان موفق می شود او را با زندگی آشتی دهد.