خلاصه داستان: رحمان، پسری سرراهی و یتیم است که از همان کودکی در روستا زندگی کرده و توسط اهالی محل بزرگ شده است. او که پدر و مادر و فامیلی ندارد، همه اهالی را همچون خانواده خود میداند. هر سال در نیمه شعبان، رحمان برای ادای نذر ده سالهاش راهی زیارتگاهی به نام «قدمگاه» میشود. امسال دهمین و آخرین سال ادای نذر اوست. اما با رسیدن به این زیارتگاه، رحمان خوابی میبیند که زندگی او را برای همیشه متحول میکند.داستان در روستایی در مجاورت مکانی مقدس میگذرد که به باور اهالی، امام زمان (عج) قدم در آن مکان نهاده است.
خلاصه داستان: فیلم دربارهٔ نازگل مشرقی، زنی تنها و ساکن جنوب تهران است که با مشکلات مالی شدید دستوپنجه نرم میکند. او بهطور اتفاقی با فیروز نشاط، کارخانهدار ثروتمند و مجرد، آشنا میشود و این آشنایی مسیر زندگیاش را دگرگون میکند. در روایتی دیگر، فیروز در خواب مادر مرحومش را میبیند که به او میگوید باید ظرف بیستوچهار ساعت رضایت نازگل را جلب کند، وگرنه مرگ در انتظار اوست.
خلاصه داستان: فیلم درباره یک کلانتری غیرانتفاعی است که وظیفه خود میداند امنیت محله، خصوصاً امنیت کودکان را تأمین کند. اما چگونگی انجام آن به محور اصلی فیلم تبدیل شده است. ماجرا درباره گروگانگیری توسط دو دوست نادانی است که خود را درگیر دردسرهای بزرگ می کنند…
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره مردی مسگر است که دختری به نام ترمه دارد. ترمه دختری کمحوصله است و بهسختی سرگرمی مورد علاقهاش را پیدا میکند. احمد، شاگرد مسگر، که به ترمه علاقه دارد و دلش میخواهد او را شاد ببیند، به استادش پیشنهاد میکند مرغی به نام «کاکلی» برای دخترش بخرد.با ورود کاکلی به خانه، حالوهوای ترمه تغییر میکند. او به مرغ کوچک علاقهمند میشود و میان آن دو رابطهای صمیمی شکل میگیرد؛ اما این ...
خلاصه داستان: در یک مهدکودک، مربی برای بچهها داستان «ماهپیشونی» را تعریف میکند؛ دختری مهربان که نماد عشق و محبت در قصههاست. اما ناگهان «ماهپیشونی» توسط آدمهای بدذات ربوده میشود و دنیای قصهها را بدون محبت و شادی رها میکند. بچههای مهدکودک از گروه فیتیله (علی فروتن، محمد مسلمی و حمید گلی) میخواهند تا به دنیای فانتزی سفر کنند، ماهپیشونی را از دست آدمرباها نجات دهند و او را به قصهها بازگردانند.
خلاصه داستان: داستان درباره جوانی به نام حمید است که پدر و مادرش اصرار دارند او با دخترعموی پولدارش، فرنوش، ازدواج کند. حمید که به این ازدواج تمایلی ندارد، مخفیانه و دور از چشم خانواده به خواستگاری دختر مورد علاقهاش میرود. اما در مراسم خواستگاری، اتفاقی عجیب و غیرمنتظره رخ میدهد که مسیر داستان را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: داستان در منطقه آذربایجان در دهه ۱۳۴۰ رخ میدهد. دانیال، سربازی است که به دلیل سرپیچی از فرمان اعدام دو تن از مخالفان رژیم و زخمی کردن سرهنگ مافوقش، خود نیز مجروح شده و به روستایی به نام حیران میگریزد. روناک، دختری سادهدل که با طبیعت انس فراوانی دارد، دانیال مجروح را در مزرعهاش مییابد و او را به مخفیگاهی میبرد تا از او پرستاری کند و از چشم سرهنگی که در تعقیب اوست پنهانش سازد. سیوان، پدر روناک، وقتی از حضور دانیال آگاه میشود، انجام برخی امور مزرعه را به او میسپارد و...
خلاصه داستان: داستان درباره احمد قادری، یک دکتر روانپزشک است که همیشه آرزو داشته داستاننویس خوبی شود. در حین نوشتن داستان، شخصیت واقعی خودش با شخصیت داستانی که خلق میکند آمیخته میشود. روابط این پزشک با همسر و اطرافیانش شرایطی را فراهم میآورد که اتفاقات اصلی قصه را رقم میزند.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تی وی شو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.