خلاصه داستان: داستان دو دوست صمیمی به نامهای رویا (با بازی باران کوثری) و شیرین (با بازی نگار جواهریان) را روایت میکند. این دو دختر برای ادامه تحصیل در دانشگاهی نزدیک تهران قبول شدهاند، اما به دلیل آماده نبودن خوابگاه دانشگاه، ناچار میشوند در یک ساختمان قدیمی و مرموز در همسایگی دانشگاه ساکن شوند...
خلاصه داستان: احلام (با بازی غزل صارمی)، دختری عرب خوزستانی است که از کودکی برای تحصیل به اهواز آمده و اکنون در سال آخر پزشکی است. بر اساس قوانین عشیرهای، او نامزد پسرعمویش فرحان (با بازی حمید فرخنژاد) است، اما عاشق استادش دکتر پرویز (با بازی مهدی احمدی) شده است. احلام برای صحبت با فرحان به زادگاهش میرود و به او میگوید که...
خلاصه داستان: این فیلم قصهی زندگی همه انسانهایی است که در زندگیشان رازهای بسیاری نهفته است و افشای آنها گاهی خندهدار و گاهی ترسناک خواهد بود. داستان دربارهی پیام صادقی، یک مجری موفق تلویزیونی است که شرکت بزرگی دارد. او متوجه میشود که ایرج، پسرعموی همسرش که مدتهاست برای او کار میکند، از شرکت دزدی میکند. این کشف، زندگی او و اطرافیانش را با چالشهای بزرگی روبرو میکند.
خلاصه داستان: داستان سهراب، جوان سادهدل روستایی را روایت میکند که با اصرار فراوان، توسط برادرش که فرمانده یکی از یگانهای رزمی است، به لشکر معرفی میشود. مسئولیت او در جبهه، نگهداری از گله گوسفندان گردان است. اما سهراب در مسیر راندن گله، بهخاطر یک اشتباه محاسباتی، سر از خط مقدم جبهه درمیآورد...
خلاصه داستان: داستان لیلا (با بازی لیلا حاتمی)، دختری از یک خانواده فقیر را روایت میکند که برای تأمین مخارج زندگی، ناچار به جیببُری میشود. او در مترو با حمید دوستدار (با بازی محمدرضا شریفینیا)، یک سرمایهدار آشنا میشود که مسیر زندگیاش را تغییر میدهد. این آشنایی که با عشق لیلا به حمید همراه است، اما یک مانع بزرگ بر سر راه آنها وجود دارد: همسر حمید. در همین حال، عادل مشرقی (با بازی خسرو شکیبایی) نیز دل بسته لیلاست و این موقعیت را برای او پیچیدهتر میکند.
خلاصه داستان: داستان آریان (با بازی بهرام رادان)، دانشجوی رشته معماری را روایت میکند که قصد ازدواج با دنیا (با بازی چکامه چمنماه)، همکلاسیاش را دارد، اما پول کافی ندارد. او در جستجوی کار، با پیرمردی به نام ساکت (با بازی خسرو شکیبایی) آشنا میشود که قبلاً بازیگر و وکیل بوده است. ساکت قصد استخدام خدمتکار دارد، اما...
خلاصه داستان: در مناطق مرزی کردستان روایت میشود. صبح زود، دخترک کرد مرزنشین در حال پر کردن کوزه آب از نهر مقابل کلبه، با پیکر خونین دو سرباز که از دو جبههی مختلف هستند مواجه میشود. این دخترک که برای حل سوالاتش سعی در برقراری ارتباط با آنها دارد، به همراه خانوادهاش تلاش میکند تا به آنها کمک نماید و این آغازی برای شروع ماجرا است.
خلاصه داستان: داستان عزیز (با بازی رضا کیانیان) را روایت میکند که پس از ۲۲ سال برای فروش خانه پدری خود به ایران بازمیگردد. اما با کمال تعجب میبیند که خانهی قدیمیاش به یک رستوران کوچک تبدیل شده که توسط آتیه (با بازی رؤیا نونهالی) اداره میشود؛ همان دختری که سالها پیش با او رابطهای عاشقانه داشته است.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تی وی شو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.