خلاصه داستان: داستان این مجموعه دربارهٔ لاکپشتی بود که همواره، از وضعیت و موقعیت فعلی خود شاکی بود و میخواست فرد دیگری باشد یا شغل دیگری داشته باشد. در این هنگام آقای جادوگر به کمکش میآمد و با گفتن اجیمجی لاترجی، خواستهاش را برآورده میکرد، اما لاکپشت پس از رسیدن به آن آرزو، متوجه میشود که همه چیز به آن آسانیها هم که فکر میکرده، نبوده است و از خواستهاش پشیمان میشد و در انتها به این نتیجه میرسید که: «کار هر بز نیست خرمن کوفتن، گاو نر میخواهد و مرد کهن!»
خلاصه داستان: ویکی پسر جوانی با موهای بلند قرمز رنگ است که به همراه پدر و مادر و خواهر خود در یک دهکده وایکینگی کوچک به نام فلِیک یا فلاکِه (Flake) زندگی میکنند. پدرش رئیس و فرمانده آن دهکده است ولی مانند بقیه وایکینگها نیست و خجالتی و ضعیف است ولی به کمک هوش زیاد پسرش در وضعیتهای ناامید کننده به وایکینکهای دیگر و دوستانش کمک میکند. راهحلهای ویکی به سن و سال او نمیخورد.
خلاصه داستان: خاله ریزه به همراه همسرش در یک خانهٔ کوچک روستایی زندگی میکند. او یک قاشق چایخوری دور گردنش آویزان میکند که هر از گاه او را به اندازهٔ قاشقش کوچک میکند ولی خود قاشق که او باید بر پشت خود حمل کند، کوچک نمیشود. او همواره پس از مدتی به اندازهٔ اصلی خود بر میگردد.
خلاصه داستان: در آینده ای که توسط جنگ نابود شده است، تنها گروه کوچکی از انسان ها زنده می مانند. تشعشعات ناشی از جنگ، گونه های جدید بسیاری از جمله اژدهاهای عظیم و نیمه هوشمند و جهش یافته های شیطانی را ایجاد کرده است. تنها منبع نیرو، سنگ آتشفشانی است...
خلاصه داستان: یتیمی به نام الیور توئیست با جیب بری در خیابان های لندن ملاقات می کند. از آنجا، او به خانواده پسرانی می پیوندد که آموزش دیده اند تا برای ارباب خود دزدی کنند.
خلاصه داستان: فرِدی یک مورچهٔ سیاه بسیار باهوش و شجاع است که در جنگلی همراه با دوستانش زندگی میکند و هر مشکلی که در جنگل پیش بیاید را با زیرکی برطرف میکند. او همیشه با پوشیدن شالی قرمز رنگ که خالهای مشکی دارد، جلب توجه میکند. کنه یکی از دوستان نزدیک فردی است و اسبش یک ملخ است. یک کفشدوزک هم نقش سگ او را دارد.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.