خلاصه داستان: مردی زیبا، عاقل و نسبتاً چاق در بهترین سنش - کارلسون روی پشت بام است. و او خیلی خجالتی نیست. تابلوی درب او می گوید "بهترین کارلسون جهان". یک روز او فقط پرواز کرد و پنجره را به اتاق خواب برادران کوچولو پرت کرد.
خلاصه داستان: در زمان قرون وسطی، مرلین جادوگر به پسر بچهاى به نام “وارت” می گوید که او پادشاه قانونى انگلستان مى باشد و به او در رسیدن به مقامش کمک می کند…
خلاصه داستان: دهه 1890 است، و دونالد در حال سوار شدن بر دوچرخهسنگ پنی خود برای دیدن دیزی است که چیپ ان دیل او را مسخره میکند. به سرعت به یک جنگ تمام عیار بین دونالد و سنجاب ها تبدیل می شود.
خلاصه داستان: دونالد و برادرزادههایش زبالهدان هستند: زبالهها را به هر کجا که میروند میریزند - حتی زمانی که برای رانندگی با ماشین دونالد بیرون میروند - تا زمانی که توسط پلیسی متوقف میشوند که آنها را وادار میکند هر چیزی را که ریختهاند جمع کنند. این بود...
خلاصه داستان: دونالد شب را سپری می کند و نمی تواند بخوابد، زیرا یک ساعت زنگ دار به صدا در می آید و یک تخت خواب تاشو که وقتی تا می شود او را به دام می اندازد.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.