خلاصه داستان: داستان در شهر زیرآبی «بیکینی باتم» (Bikini Bottom) میگذرد. شخصیت اصلی، باب اسفنجی، یک اسفنج دریایی زرد و شلوار مکعبی است که در یک آناناس زیر آب زندگی میکند . او به عنوان آشپز در رستوران «خرچنگ خوراک» (Krusty Krab) کار میکند و عشق و علاقه عجیبی به شغلش دارد.
خلاصه داستان: داستان «آقای وزغ» را روایت میکند؛ یک آقازادهٔ شیطان که وسواسهای لحظهای عجیبی دارد و حالا به تازگی به ماشینهای موتوری علاقهمند شده است. این وسواس، دوستانش (موش صحرایی، موش کور و گورکن) را نگران کرده است، زیرا همه میدانند که او از یک ماشین به ماشین دیگر میپرد...
خلاصه داستان: روایتگر زندگی «حاج محسن»، قهرمان سابق تیم کشتی و مدیر و مربی باشگاه پولاد است که با شور و شوق به تعلیم کشتیگیران جوان مشغول است. پس از فوت همسرش، ضربه روحی شدیدی به او وارد میشود و «حاج محسن» از کار بازمیماند و باشگاه در آستانه تعطیلی قرار میگیرد. در این میان...
خلاصه داستان: داستان درباره گروهی از موجودات کوچک آبی رنگ به نام «اسمورف» هست که توی یه دهکده کوچیک توی جنگل، توی خونههایی به شکل قارچ زندگی میکنن . هر کدوم از اسمورفها یه شخصیت خاص و یه اسم مرتبط با همون شخصیت دارن (مثل اسمورف تنبل، اسمورف قوی، اسمورف باهوش و...).خطر اصلی براشون یه جادوگر شرور به اسم گارگامل (Gargamel) و گربهش آزرائل (Azrael) هستن که همیشه سعی میکنن اسمورفها رو بگیرن تا ازشون طلا درست کنن یا...
خلاصه داستان: ماجراجویی دختر کنجکاوی به نام آلیس را به تصویر میکشد. آلیس که از درس تاریخ خواهرش خسته شده، خرگوش سفیدی را میبیند که با نگرانی از دیرکردنش حرف میزند. او که به شدت کنجکاو شده، خرگوش را دنبال کرده و از لانهای به اعماق زمین سقوط میکند. در سرزمین عجایب، او با نوشیدن معجونها و خوردن قارچهای جادویی، گاهی بسیار کوچک و...
خلاصه داستان: یک سال از تبدیل شدن پینوکیو به پسری واقعی میگذرد. او به همراه سوسوی نورانی (کرم شبتاب) خود به نام «جی ویلایکرز»، برای انجام یک مأموریت ساده راهی سفر میشود. اما این سفر در یک شهربازی عجیب و غریب به دام میافتند. پینوکیو که در دام دو حیوان کلاهبردار گرفتار شده، خود را در «سرزمینی که رویاها به حقیقت میپیوندند» مییابد؛ جایی که در حقیقت قلمرو شوم امپراتور تاریکی است...
خلاصه داستان: روایتگر زندگی محترم و اسماعیل است که مطابق یک سنت خانوادگی از کودکی برای ازدواج با یکدیگر تعیین شدهاند. پدر محترم هنگام زایمان و خاککردن جفت او، شبحی را بر پشت بام خانه میبیند و نگران آینده دخترش میشود. سالها بعد در تابستان ۱۳۴۲، شایعه زلزله تهران شهر را خالی میکند و محترم در راه بازگشت به خانه، شبح جنی را بر پشت بام میبیند...
خلاصه داستان: حمید افشاری (با بازی پرویز پرستویی)، منشی دادگستری است که برای تهیه کامپیوتر مدل بالا به پسرش قول داده اما توان خرید آن را ندارد. با قبولی پسر در امتحانات با معدل عالی، دیگر چارهای جز وفای به عهد برایش باقی نمیماند. در این میان، نگاهش به پرونده زارع، مرد ثروتمندی که در دادگاه محاکمه میشود، میافتد. او با کمک اصغر (با بازی محمد کاسبی)، تبهکاری که سابقه محکومیت دارد، تصمیم میگیرد...