خلاصه داستان: سامان و عمران در حال ساخت دکلهای برق در شمال ایران هستند و احساس خوشبختی میکنند. آنها به همراه گروهشان روی داربستهای لرزان بالا میروند و شبها در کمپ، درباره عشق و زندگی گفتگو میکنند و در این کار پرخطر، رفاقت را تجربه میکنند. اما با ادامه پروژه، مشکلات و خطرات تازهای پدیدار میشود و درگیری شخصی میان این دو دوست آغاز میگردد و تنشها را بالا میبرد.
خلاصه داستان: فیلم هیس! دخترها فریاد نمیزنند داستان زندگی شیرین را روایت میکند؛ دختری که در کودکی تجربهٔ آزار و اذیت جنسی داشته و این خاطرهٔ دردناک تا بزرگسالی همراه او باقی میماند...
خلاصه داستان: اتفاقی غیرمنتظره پروانه و دخترش آینه را غافلگیر می کند، گویا این اتفاق ریشه در گذشته پروانه دارد گذشته ای که سال ها از مواجه با آن هراس داشته است.
خلاصه داستان: مردی که از همسرش جدا شده بیماری لاعلاجی دارد. همسر سابق مرد به سراغ او می رود تا ماجرایی را برای او فاش کند. شوهر زن به دلیل حمل مواد مخدر محکوم به اعدام شده و زن از شوهر سابقش می خواهد او را نجات بدهد. مرد در مسیری طولانی و سخت تصمیم می گیرد با گرفتن تعهد از زن برای نگهداری از دو فرزندش جرم را گردن بگیرد و به زندان می رود تا در انتظار مرگ بماند.
خلاصه داستان: ماجرای سربازی است که در روزهای پایانی خدمتش بر خلاف دستور مافوقش که با او رابطه ای پدرانه دارد عمل میکند. دختر متهمی در مسیر انتقال به پزشکی قانونی توسط همین سرباز نیروی انتظامی ربوده میشود و …
خلاصه داستان: میرهاشم طلبهای جوان است که به همراه همسرش فرشته به تازگی توانسته خانهای کوچک بخرد. تهیهٔ پول خانه باعث شده میرهاشم از چک بانکی استفاده کند و حالا چک به دست یک شرخر افتاده است. البته در این راه سختیهایی زیادی میکشد.