خلاصه داستان: داستان حمید و هما، یک زوج نابارور را روایت میکند که تصمیم گرفتهاند از طریق رحم اجارهای صاحب فرزند شوند. در مسیر پرپیچ و خم یافتن فردی مطمئن برای این کار، با زن جوانی به نام رضوان آشنا میشوند که با وجود شرایط مساعد، خود با مشکلاتی دستوپنجه نرم میکند. آشنایی با رضوان، مسیر زندگی این زوج را دگرگون کرده و...
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «دستمزد» داستان دو مرد درمانده و نیازمند، یکی سالمند و دیگری جوان است. آن ها با گرفتن دستمزد قابل توجهی، ماموریت سرقت دو جسد و حمل آن به روستایی در غرب و تحویل آن به صاحب جسد ها را می پذیرند. در این میان با موفقیت مرحله اول ماموریتشان را به انجام رسانده و سپس جنازه ها را درون جعبه ساز مخفی کرده و به عنوان دوره گرد، به سوی غرب حرکت می کنند.
خلاصه داستان: مریم همسر محمود متوجه میشود که او برای پیوستن به زنی مطلقه قصد ترک و جدایی از وی را دارد. بانو پس از تنها شدن، جهت تسکین درد خود و برای یافتن همدم، کرمعلی باغبان همسایه و همسر بیمارش را به خانه مجلل خود دعوت میکند. فیلم، شرح احوال بانو است که با حضور مهمانان جدید در خانه خود، در ابتدا احساس خشنودی میکند، ولی...
خلاصه داستان: علی، معلمی جوان، به یکی از روستاهای پرت افتادهٔ سیستان میرود تا با یاری اهالی در آنجا مدرسه بسازد. او از همان ابتدا با مخالفت ببرک خان، قاچاقچی شروری که مخالف با سواد شدن اهالی است، رو به رو میشود. علی در قهوه خانهٔ روستا که صاحبش از ایادی ببرک خان است، منزل میکند...
خلاصه داستان: در خصوص فردی بزهکار و دارای اعمال مقبوح به نام مراد است که در هنگام گریختن از دست نیروهای پلیس، درب مسجدی به روی او باز شده و همین امر باعث می شود مراد در مسیری روحانی و معنوی قرار گیرد. در تمام قسمتهای سریال حضور پرستاری باعث تحکیم این حالات معنوی میشود.
خلاصه داستان: “باشو” به دنبال بمباران هوایی و کشته شدن پدر و مادرش به درون کامیونی میپرد و از زادگاهش، جنوب، میگریزد. وقتی چادر بار کامیون را کنار می زند خود را در شمال می بیند و به مزرعه زنی به نام «نایی» پناه میبرد و رفته رفته رابطه عاطفی میان آن دو برقرار میشود….
خلاصه داستان: اهالی یک روستا به دو گروه بالادهی و پایین دهی (حیدری و نعمتی) تقسیم شدهاند. سرکردة نعمتیها نمکزار خود را به کدخدا، که به دشمنی و کینة بین دو گروه دامن میزند می فروشد و یک اتوبوس مستعمل میخرد تا با آن مسافرکشی کند. ورود اتوبوس به روستا کار گاریچی (مسافرکش) حیدریها را کساد میکند و اختلافها بیش تر میشود.
خلاصه داستان: سعید مسرور دانشجوی پزشکی برای پرداخت بدهی خود به سام مجبور میشود برای گرفتن وام ازدواج با دختر دانشجویی به نام روشنک به شکل صوری ازدواج کند. از طرفی، شراره دختر سام به سعید علاقهمند شده و......
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.