کاربران گرامی، از این پس میتوانید برای خرید و تمدید اشتراک خود بهصورت مستقیم از طریق درگاه پرداخت آنلاین سایت اقدام کرده و سئوالات خود را از طریق تیکت به پشتیبانی ارسال بفرمایید.
خلاصه داستان: داستان چهار هواپیماربا (سه مرد و یک زن) را روایت میکند که در روز پنجم ژوئن، یک هواپیمای مسافری ایرانی را میربایند. فرمانده آنها شخصی به نام فریبرز اتابکی (با بازی ناصر آقایی) است که در میانه ماجرا وارد معرکه میشود. دو تن از مسافران که بعداً معلوم میشود یکی از آنها افسر است،..
خلاصه داستان: روایتگر زندگی محترم و اسماعیل است که مطابق یک سنت خانوادگی از کودکی برای ازدواج با یکدیگر تعیین شدهاند. پدر محترم هنگام زایمان و خاککردن جفت او، شبحی را بر پشت بام خانه میبیند و نگران آینده دخترش میشود. سالها بعد در تابستان ۱۳۴۲، شایعه زلزله تهران شهر را خالی میکند و محترم در راه بازگشت به خانه، شبح جنی را بر پشت بام میبیند...
خلاصه داستان: فیلم داستان مردمی را روایت میکند که در زمان جنگ ایران و عراق با حملات دشمن روبهرو میشوند و روحیهٔ آنها در معرض تهدید قرار میگیرد. نیروهای مهاجم قصد دارند با تضعیف روحیهٔ اهالی یک روستا، آنها را مجبور به مهاجرت کنند تا بتوانند منطقه را تصرف کنند...
خلاصه داستان: فیلم روایتگر کربلایی زال (کل زال) است که در پیرانه سر به هنگام کوچ ایل بختیاری تصمیم میگیرد در غاری منتظر بازگشت ایل بماند. او برای پیرزنی به نام دالو سنگین ماه، که قصد خودکشی دارد، به بازگویی دلاوریهای خود در جوانی میپردازد. دالو سنگین ماه در مییابد که کربلای زال همان مرد ایلیاتی است که در جوانی دلباختهٔ او بوده و...
خلاصه داستان: دو مرد پس از سرقت مقداری جواهر با اتومبیلی دزدی میگریزند. پلیس به تعقیب آن دو میپردازد. آنها کیف محتوی جواهرها را در ساختمانی نیمه تمام پنهان میکنند و قبل از این که موفق به فرار شوند دستگیر میشوند. پس از آزادی به محل جواهرهای دفن شده میروند. جوان دوچرخهسازی ساکن خانه است. دو سارق میکوشند با فریب جوان دوچرخه ساز به جواهرها دست یابند...
خلاصه داستان: ریحانه به دلیل اختلاف با شوهرش، اسکندر، به خانهٔ پدرش بازمیگردد. برادر او حیدر که اسباب این ازدواج را فراهم کرده و مانع وصلت ریحانه با پسرعمویش رضا، بوده است به دلیل مشکلات مالی و کنایههای مردم نمیتواند حضور ریحانه را تحمل کند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «دستمزد» داستان دو مرد درمانده و نیازمند، یکی سالمند و دیگری جوان است. آن ها با گرفتن دستمزد قابل توجهی، ماموریت سرقت دو جسد و حمل آن به روستایی در غرب و تحویل آن به صاحب جسد ها را می پذیرند. در این میان با موفقیت مرحله اول ماموریتشان را به انجام رسانده و سپس جنازه ها را درون جعبه ساز مخفی کرده و به عنوان دوره گرد، به سوی غرب حرکت می کنند.