خلاصه داستان: اعضای خانواده ای در راه سفر به یكی از شهرهای شمالی كشور، در كنار جاده، چمدانی می یابند. داماد خانواده با شیطنت دیگران را ترغیب می كند كه چمدان را بگشایند. اما با منع پدر همسرش روبرو می شود. عاقبت چمدان از باربند اتومبیل آنها می افتد. ....
خلاصه داستان: در نخستین روزهای حمله عراق به ایران، شهر آبادان در محاصره دشمن قرار گرفته است . گروهی از داوطلبان و بسیجیان قصد دارند خود را برای کمک و شکستن حصر آبادان به این شهر برسانند، اما جادههای اصلی در دست عراقیهاست و هواپیماهای دشمن نیز شهرها و مواضع اطراف را زیر بمباران گرفتهاند .
خلاصه داستان: احمد شاه بار و بنه خود را میبندد و سفر سومش را به اروپا آغاز میکند. سلطنت قاجار رو به پایان است. دو برادر به نامهای مطیع الدوله و ارفعالملک، از بزرگان ایل قاجار میکوشند با اکثریت آرا به مجلس راه یابند. مراد، مباشر مطیع الدوله، آن دو را به جان یکدیگر میاندازد. مطیع الدوله به همکاری با سفارت انگلستان تن میدهد و ارفعالملک دست یاری به سوی سفارت شوروی دراز میکند. اقدامات خودسرانه آن دو، نقشه و روابط بزرگان ایل قاجار را به هم میریزد. دو برادر در انتخابات شکست میخورند و مراد به زودی درمییابد که نوكیسههای تازه به قدرت رسیده، از سیاستگذاران قبلی به مراتب حیلهگرترند.
خلاصه داستان: داستان فیلم در بندر انزلی اتفاق میافتد و درباره محمد علوی، رئیس آگاهی بندر است که همسر و دو دخترش را در یک سانحه از دست داده و سالهای پایان خدمت را در افسردگی میگذراند. او مدام خیال میکند همسرش هنوز با او زندگی میکند. ماجرا زمانی آغاز میشود که جسد یک زن ماهیگیر به نام «پری» در ساحل پیدا میشود...
خلاصه داستان: داستان فیلم از قتل مشکوک یک سرباز انگلیسی در کنار لوله های نفت مناطق بختیاری نشین شروع می شود و با انگشت اتهام بسوی "کوهیار" فرزند سرکرده ی طایفه که چادر نشین و گله دار هستند ادامه می یابد . به اصرار انگلیسی ها و با پا درمیانی خان قلعه نشین ، کشمکش برای جلب او ادامه پیدا میکند . کوهیار خود را معرفی کرده و دستگیر می شود و جنگی مسلحانه بین بختیاری ها و قشون دولتی در می گیرد...
خلاصه داستان: ناصر پویان فر به همراه گروهی از دوستانش با موتور سیکلت به شمال کشور میروند، بر اثر سهل انگاری با پسر بچهای برخورد میکند. درد و عذاب وجدان سبب میشود که او از جمع دوستانش جدا شود و به تهران باز گردد. در راه با یک تریلی تصادف میکند و به شدت آسیب میبیند. آمبولانسی که او را به بیمارستان منتقل میکند به...
خلاصه داستان: مردی با داشتن دو فرزند همسرش را طلاق میدهد. او در شركتی كارمند حسابداری بوده و اكنون بيكار شده است. مرد با فرزندان خردسالش به خانه مادر خود میرود. زن نيز به منزل پدری میرود. زن خود را با كار خياطی سرگرم میكند، اما هيچ يك از زندگی جديد و وضع خود راضی نيستند. آن دو پس از مدتی از اقدام عجولانه خود پشيمان میشوند و ...
خلاصه داستان: داستان این سریال دربارهٔ ماجراهای روزمرهٔ زندگی سه پسربچه به نامهای جواد، محسن و مرتضی است. خانوادهٔ جواد، در خانهٔ عزیز خانم (با بازی شهلا ریاحی) مستأجرند. محسن و پدرش آقای خورشیدی (با بازی اکبر عبدی) هم همسایهٔ دیوار به دیوارشان هستند...