خلاصه داستان: فیلم «دارا و ندار» داستان پسری نوجوان به نام سعید را روایت میکند که به دلیل بیماری قلبی، نیاز فوری به عمل جراحی دارد. دوستان هممدرسهایاش که از ناتوانی او در تأمین هزینههای جراحی باخبر هستند، گروهی به نام «سهراب» تشکیل میدهند. آنها با همکاری خسرو (با بازی اکبر عبدی)، سرایدار مدرسه که عموی سهراب است، تصمیم میگیرند با تشکیل یک ارکستر و شرکت در جشنها، هزینهٔ عمل سعید را فراهم کنند. اما ناگهان تمام پولها توسط شخصی دزدیده میشود و آنها باید برای بازپسگیری آن و نجات جان دوستشان، دست به کار شوند.
خلاصه داستان: داستان رضا (با بازی حسن رجبیان)، پزشکی مقیم خارج از کشور را روایت میکند که با شروع جنگ ایران و عراق، بیآنکه به خانوادهاش چیزی بگوید، به ایران بازمیگردد و راهی جبهههای جنگ میشود. همسر و خانوادهاش که سه ماه از او بیخبرند، نگران و سرگردان به دنبال او میگردند. این درام اجتماعی نشان میدهد که رضا در لباس یک پزشک در خط مقدم به مداوای مجروحان جنگی مشغول است و در این میان، با چالشهای عاطفی و انسانی بسیاری روبرو میشود.
خلاصه داستان: داستان دو زندانی به نامهای محمد و منصور را روایت میکند که پس از تحمل سالها حبس، به خانه بازمیگردند . اما در این بازگشت، منصور متوجه میشود دختری که قصد ازدواج با او را داشته، ازدواج کرده است . از سوی دیگر، محمد که حالا با دختر ۲۰ سالهاش روبرو شده، متوجه میشود پدرش بعد از مرگ، زورخانه ای را برای او به ارث گذاشته است. این فیلم درام ماجرای تلاش آنها برای شروع دوباره زندگی و رویارویی با تغییرات غیرمنتظره را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: داستان سریال «کیف انگلیسی» در دهه طلایی آزادی ایران رخ میدهد؛ زمانی که فضای سیاسی و اجتماعی کشور دستخوش تحولاتی مهم بود.شخصیت اصلی سریال منصور ادیبان است؛ فردی تحصیلکرده در رشته حقوق از فرانسه که پس از بازگشت به ایران وارد فضای سیاسی میشود. او در ابتدا با ایدههای روشنفکری و آرمانگرایی وارد رقابتهای انتخاباتی مجلس میگردد، سپس با حمایت مستانه از طبقه رجال و طبقات مرفه جامعه، در انتخابات پیروز میشود...
خلاصه داستان: فیلم روایتگر داستان دختری به نام سحر است که پس از مرگ مادرش فیروزه – که زمانی خوانندهای مشهور بود – برای یافتن پدرش مهندس مینویی به تهران بازمیگردد...
خلاصه داستان: سیامک (ابوالفضل پور عرب) و دیبا (هدیه تهرانی)؛ نادر (امین حیایی) و رؤیا چهار جوان هستند که دست به سرقتی بزرگ از یک مراسم عروسی اعیانی میزنند؛ سیامک جواهرات سرقت شده را پیش نسرین(عسل بدیعی) که قصد دارد با او ازدواج کند؛ امانت میگذارد؛ از آن طرف دیبا هم روزگاری ماجرایی عاشقانه با سیامک داشته و هنوز هم عاشق اوست؛ شرکای سیامک به همراه سیامک به سراغ نسرین میروند؛ اما نسرین را نمییابند؛ نسرین جواهرات را در شرکتی که در آنجا کار میکند مخفی میکند...
خلاصه داستان: در هر قسمت از این مجموعه، مجری برنامه، مهران مدیری، به گفتگو با صاحبان مشاغل مختلف از زاویه طنز میپرداخت. علاوه بر این، آیتمهای طنزی نیز، عمدتاً در ارتباط با همین مشاغل در حین گفتگو پخش میشدند.
خلاصه داستان: رسول که به اتفاق همسرش زینب و پسر کوچکش محسن در دزفول زندگی می کند، در تدارک جشن تولد پسرش است. او به همسر برادرش بهمن که آموزگار است و در شهر دیگری زندگی می کنند می گوید که برای شرکت در تولد پسرش به دزفول بیایند. حمله هوایی عراق به دزفول شروع می شود و ...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تی وی شو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.