خلاصه داستان: در یکی از روزهای جنگ ایران و عراق در مناطق مرزی روایت میشود. پیرمردی در یک کلبه کوچک در کنار قبرستان شهدا زندگی میکند و همراه با همسر و نوهاش از قبور شهیدان مراقبت میکند، در حالی که پسرش در جبهه میجنگد. اما ناگهان یک افسر عراقی به همراه دو سرباز زیردستش که زخمیاند، وارد کلبه میشوند و به پناهندگی و کمک نیاز ...
خلاصه داستان: داستان زن تنها و ثروتمندی به نام غزاله را روایت میکند. او در یک خانه ویلایی با خدمتکار و دو دختر جوان زندگی آرامی دارد تا اینکه مردی وارد زندگیشان میشود و سرنوشت همه را تحت تأثیر قرار میدهد. این فیلم درام و معمایی به موضوع خیانت در زندگی میپردازد؛ اینکه حتی سادهترین آدمها هم ممکن است خواسته یا ناخواسته مرتکب خیانت شوند.
خلاصه داستان: دو نفر که با یکدیگر قرار ملاقات دارند، اما یکی از آنها دیر سر قرار میرسد و دیگری، با فردی که اصلاً با او قرار نداشته، محل را ترک میکند. همین اشتباه کوچک، زنجیرهای از ماجراهای خندهدار و موقعیتهای کمدی را خلق میکند که آدمهای قصه را در موقعیتهایی قرار میدهد که هرگز انتظارش را نداشتند. فیلم با این جابهجاییها و سوءتفاهمها، فضایی شاد و سرگرمکننده را برای مخاطب فراهم میآورد.
خلاصه داستان: داستان یک کارگردان تئاتر عروسکی را روایت میکند که در اجرای نمایشهایش پیوسته ناموفق است و با هر شکست و تحقیر، کوچکتر و کوچکتر میشود . اما سرنوشت او زمانی دگرگون میشود که در سرزمین قصهها با شخصیتی به نام نخودی آشنا میشود . این ملاقات، مسیر زندگی او را به کلی تغییر داده و ماجراهای تازهای را برایش رقم میزند.
خلاصه داستان: داستان مهندس رادمنش (با بازی جمشید مشایخی)، پیرمردی ثروتمند و تنهاست که همسرش را در یک سانحه از دست داده و دو فرزندش در خارج از کشور زندگی میکنند . طبق پیشبینی پزشکان، مرگ در انتظار اوست. یکی از دوستان رادمنش به نام احمدی، با اطلاع از مرگ قریبالوقوع پیرمرد، دخترش پری را به عقد او درمیآورد تا پس از مرگش ثروت و املاکش را تصاحب کند . رادمنش و همسر جوانش به شمال کشور میروند و پس از مدتی حال رادمنش بهبود مییابد. این وضعیت پری را نگران میکند...
خلاصه داستان: داستان زن و شوهری را روایت میکند که سالها پیش دانشجوی تئاتر بودند و با هم ازدواج کردند. اکنون آنها در یک کافیشاپ مشغول به کار هستند . اما بر حسب اتفاق، یکی از همکارانشان گم میشود . شخصیت اصلی فیلم به بهانه یافتن او، به دنبال خود در گذشته نیز میگردد و سعی میکند از یک بحران خارج شود .
خلاصه داستان: در مناطق مرزی کردستان روایت میشود. صبح زود، دخترک کرد مرزنشین در حال پر کردن کوزه آب از نهر مقابل کلبه، با پیکر خونین دو سرباز که از دو جبههی مختلف هستند مواجه میشود. این دخترک که برای حل سوالاتش سعی در برقراری ارتباط با آنها دارد، به همراه خانوادهاش تلاش میکند تا به آنها کمک نماید و این آغازی برای شروع ماجرا است.
خلاصه داستان: داستان مارال (با بازی هنگامه حمیدزاده)، دختر جوانی از یک خانواده سنتی را روایت میکند که از خانه فرار میکند. برادرش مرتضی (با بازی کریم امینی) و شوهرخواهرش فرهاد (با بازی رضا عطاران) به دنبال او میافتند. مارال که با دوستش نگین (با بازی سحر قریشی) پنهان شده، درگیر ماجراهایی میشود که پایانی تلخ و غیرمنتظره دارد. این فیلم معمایی روایتگر جستجوی خانواده برای یافتن مارال و کشف راز ناپدید شدن اوست .
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.