خلاصه داستان: دو خان به نام های مظفر و منصور در یک باغ در حالیه یک دیوار بین آنهاست، روزگار می گذرانند. به دلیل یک ازدواج، افراد جدیدی وارد این باغ میشوند. رفتاری که این اشخاص دارند مطابق میل صاحبان باغ نیست. همین اختلاف سلیقه ها و تناقض خواسته ها و رفتارها موضوع داستان این سریال است …
خلاصه داستان: سه دوست «فرجیان، کلانی و اسدی» با سندی جعلی، یک زمین را به یک فرد سرمایهدار به نام کورانی میفروشند و از او کلاهبرداری میکنند، اما اسدی پولها را میگیرد و قصد دارد تا سهم دو نفر دیگر را هم برای خود بردارد. او پولها را در زیرزمین یک خانۀ قدیمی در پامنار پنهان میکند و خودش در راه فرودگاه (میخواسته به کانادا فرار کند) تصادف میکند و فلج میشود. حالا دو نفر دیگر بر سر یافتن پولها رقابت میکنند …
خلاصه داستان: فیلم دربارهٔ زندگی دختری به نام ژان است. او که دختری مسیحی است درصدد ازدواج با آندره است، اما با پدرش بر سر هویت خود درگیری دارد. تصادف ژان با دختری جوان او را به هویت اصلی خود نزدیک میکند.
خلاصه داستان: حوریه که سالهاست از اسارت پدرش، امیرحسین، به دست عراقیها میگذرد، نسبت به خروجهای بیموقع مادرش، مریم، از منزل مشکوک است و این شک با تلفنهای ناشناسی که به او میشود و در آنها از تصمیم مریم برای ارتباط با یک مرد دیگر صحبت میشود افزایش مییابد. اما طولی نمیکشد حوریه متوجه میشود مادرش در این مدت به عیادت امیرحسین که به تازگی آزاد شده و در بیمارستان به سر میبرد میرفتهاست...
خلاصه داستان: داستان فیلم دربارهٔ دو دختر دبستانی است که پس از مدتی متوجه میشوند خواهر هستند و پدرشان دو زن دارد و برای کمک به پدر همه سعی خود را میکنند تا موضوع را از مادران خود پنهان کنند. همزمان مادران آنها بهطور اتفاقی باهم آشنا شده و دوست میشوند؛ بیخبر از اینکه هووی یکدیگرند!
خلاصه داستان: این فیلم به داستان زندگی جوانی به نام جهانگیر میپردازد که بر اثر توطئهای زندانی میشود. او پس از آزادی تصمیم به انتقام میگیرد و همراه با دوستش و نامزد او دست به گروگانگیری میزند و…
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ مردی است که دو زن، یکی از محلات پائین شهر و یک زن نیز در محلات بالا شهر دارد و از هر کدام از این زنها نیز فرزندانی دارد که از وجود یکدیگر بیخبر هستند…