خلاصه داستان: داستان در سال ۱۳۳۱، همزمان با نخستوزیری احمد قوام، روایت میشود. دکتر سیداحمد نصر (با بازی حسین گیل)، صاحب یک چاپخانه، به دلیل چاپ و انتشار اعلامیههای دکتر حسین فاطمی، در مقابل چشمان تنها دخترش ترور میشود و چاپخانهاش نیز به آتش کشیده میشود.پس از این واقعه، برادرزادهاش (با بازی جمشید مشایخی) به همراه یکی از دوستانش، برای انتقام و دستیابی به عدالت، دست به کار میشود...
خلاصه داستان: در یک سرزمین افسانهای، در دوران حکومت یک حاکم ظالم، نوزاد پسری به دنیا میآید. مردم به دلیل نحوهٔ خاص تولد او، عقیده دارند که این کودک میتواند شر حاکم را از سرشان کوتاه کند. حاکم که از ماجرا باخبر میشود، دستور قتل نوزاد را صادر میکند، اما کودک نجات مییابد و در دامان زن و مرد میانسالی که فرزندی ندارند، بزرگ میشود.سالها بعد، جوان برومندی به نام سعد (با بازی اکبر زنجانپور) روزی حاکم را در شکارگاه از مرگ نجات میدهد...
خلاصه داستان: فیلم «تنگنا» درباره پسر نوجوانی به نام «غلامحسین» است که به علت فوت پدر مجبور به کار در یک فروشگاه لوازم برقی می شود. روزی او در اثر حادثه ای موجب شکسته شدن یک تلویزیون می شود و این شروع ماجراهای تازه برای او است.
خلاصه داستان: داستان در یک روستای کوهستانی میگذرد. قرهخان، پسر نوجوانی است که پدر ناتنیاش هاوارخان به قتل میرسد. مادرش نرگس فاش میکند که پدر واقعی قرهخان، رشید بوده که خودش سالها قبل قاتل هاوارخان بوده است .
رشید به دست برادران هاوارخان کشته میشود و حالا آنها که به تحریک مادرشان، نرگس را قاتل اصلی میدانند، برای کشتن او نقشه میکشند .قرهخان و مادرش با کمک فتاح (یکی از برادران هاوارخان) از روستا فرار میکنند، اما برادران دیگر به آنها میرسند و نرگس را به قتل میرسانند ....
خلاصه داستان: داستان در آبادان میگذرد. شهر در محاصره دشمن و زیر آتش مداوم است. گروهی از نوجوانان بسیجی به فرماندهی حمید، تصمیم میگیرند دکل دیدبانی دشمن را که مرتباً به شهر حمله میکند، منهدم کنند.در همین حال، خانواده حمید تصمیم به ترک شهر میگیرند. زهرا، خواهر حمید، حاضر به ترک شهر نیست و...
خلاصه داستان: داستان فیلم «هبوط» با نگاهی تمثیلی و فلسفی روایت میشود. محور اصلی داستان درباره فرشتهای است که به دلیل ایجاد شک و تردید در درون خود، از جایگاه خویش هبوط کرده و به میان انسانها فرستاده میشود. در این سفر زمینی است که سرگشتگی،جستجوی هویت از دست رفته و فریبهای ابلیس، هسته اصلی ماجرا را شکل میدهند.
خلاصه داستان: پیرمرد و پیرزنی برای شستن قالیچهای به نام «گبه» به کنار جویباری میروند. ناگهان، دختری جوان با همان نام از دل نقشهای قالیچه بیرون میآید и شروع به روایت داستان عشق خود میکند.گبه عاشق سوارکاری رازآلود است، اما پدرش با ازدواج آنها مخالفت میکند. در این میان، عموی گبه نیز در جستجوی همسر سرگردان است. داستان بین واقعیت و خیال در حرکت است و...
خلاصه داستان: در عراق، دکتری برای دفع آفات نباتی موفق به کشف مادهای میشود. رژیم عراق برای ساختن بمب شیمیایی از این سم سوءاستفاده میکند. دکتر به منظور اعتراض قصد دارد به ایران پناهنده شود. ایران برای نجات او و انهدام بمبهای شیمیایی، چند کماندو به سوی مرز دشمن اعزام میکند و...