خلاصه داستان: داستان سرگرد رضا ابراهیمی (با بازی فرامرز قریبیان)، خلبان نیروی هوایی را روایت میکند که هنگام بازگشت از یک عملیات برونمرزی، هواپیمایش هدف گلوله پدافند سنگین یک منطقه ناشناس در خاک عراق قرار میگیرد. رضا در این حادثه هر دو پایش را از دست میدهد، اما با وجود معلولیت، همچنان بر ادامه خدمت در نیروی هوایی اصرار...
خلاصه داستان: داستان فیلم در دوران جنگ ایران و عراق اتفاق میافتد و درباره پسربچهای به نام علی است که همراه خانوادهاش در یکی از مناطق جنگزده زندگی میکند.با شدت گرفتن حملات و شرایط خطرناک، خانواده مجبور به ترک خانه میشوند. اما در این میان، علی درگیر شرایطی میشود که او را وارد مسیر متفاوتی از دیگران میکند.
خلاصه داستان: سفره شام ننه علی باز مانده بود. صدای آژیر قرمز و صدای ضدهوایی ها در عمقِ تاریکِ کوچه او را نگران می کرد. ننه علی در انتظار آمدن پسرش از جبهه، آرام روی سکوی جلوی در نشست… بیست و دو سال تمام.
خلاصه داستان: فیلم "غریب" سبک زندگی و شیوه فرماندهی شهید محمد بروجردی و تلاش های او برای ایجاد اتحاد در غرب کشور ایران است. با آغاز ناآرامیها در کردستان، او از طرف امام (ره) مأموریت مییابد تا بهعنوان فرمانده سپاه کردستان، وضعیت را به حالت عادی بازگرداند.
خلاصه داستان: سه روز قبل از شروع یک همایش بین المللی، به صورت ناگهانی دود از کندوی سیلوی شکسته و متروکه شهر بیرون میآید. این سیلو از زمان جنگ باقی مانده و در داخل آن مواد منفجره قرار دارد. مقامات شهر که نگران این بحران هستند، رحیم را برای حل مسئله دعوت میکنند. ورود رحیم به شهر با رسیدن قطار اولین گروه میهمانان همایش، همزمان میشود. خبرنگاری به نام سارا نیز از مسافران این قطار است که جهت تهیه گزارش از همایش، به شهر وارد میشود بی خبر از اینکه دست سرنوشت او را به جای دیگری می کشاند…
خلاصه داستان: در عراق، دکتری برای دفع آفات نباتی موفق به کشف مادهای میشود. رژیم عراق برای ساختن بمب شیمیایی از این سم سوءاستفاده میکند. دکتر به منظور اعتراض قصد دارد به ایران پناهنده شود. ایران برای نجات او و انهدام بمبهای شیمیایی، چند کماندو به سوی مرز دشمن اعزام میکند و...
خلاصه داستان: ««کالی» یک دختر مبارز کرد است. در شب عروسیاش منتظر پدر است که پس از سالها دوری از خانه و زندگی، در مراسم جشن شرکت کند. اما بین راه پدر کشته میشود. شوهرش نیز به علت درگیری مبارزان کرد با بعثیها درگیر شده و زندانی میگردد. «کالی» برای پیدا کردن «محمد» به همه جا سر میزند. در این احوال...
خلاصه داستان: ««امیر» که خبرنگار و عکاس است، بر اثر انفجار بمب در مراسم عروسی دچار تشنج شده و به بیمارستان انتقال داده میشود. «ستاره»، نامزدش، میداند که او به مرور بینایی خود را از دست خواهد داد. با این حال حاضر است با او ازدواج کند. «ستاره» تلاش میکند تا «امیر» را برای شرایط آیندهی زندگی آماده کند. در همین هنگام «حبیب» برادر «ستاره» نیز مجروح میشود و به تهران بازمیگردد و...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.