خلاصه داستان: داستان گروهی از قاچاقچیان خارجی و ایرانی را روایت میکند که یک محموله بزرگ قاچاق را در زاهدان پنهان کردهاند و منتظر فرصت مناسبی برای انتقال آن به خراسان هستند. رئیس گروه قاچاقچیان در نظر دارد این محموله را جابهجا کند، اما مأموران نیروی انتظامی و نيروهای نظامی در سرحد، مرزهای شرقی کشور در منطقه سیستان و بلوچستان، به دنبال...
خلاصه داستان: در نمای آخر فیلمی که در یکی از روستاهای شمال کشور فیلمبرداری میشود، قرار است مرگ پیرمردی که شخصیت اول فیلم است، همراه با پایین آمدن یک فرشته از بالای درخت فیلمبرداری شود. برخلاف دیگر فصلهای فیلم که در هوایی ابری فیلمبرداری شدهاند، این صحنه باید در هوایی آفتابی گرفته شود. گروه آماده فیلمبرداری است، اما...
خلاصه داستان: ««امیر» که خبرنگار و عکاس است، بر اثر انفجار بمب در مراسم عروسی دچار تشنج شده و به بیمارستان انتقال داده میشود. «ستاره»، نامزدش، میداند که او به مرور بینایی خود را از دست خواهد داد. با این حال حاضر است با او ازدواج کند. «ستاره» تلاش میکند تا «امیر» را برای شرایط آیندهی زندگی آماده کند. در همین هنگام «حبیب» برادر «ستاره» نیز مجروح میشود و به تهران بازمیگردد و...
خلاصه داستان: «علی» پس از اطلاع از مجروح شدن پدرش در جبهه، عازم مناطق جنگی میشود. یکی از همرزمان پدر، او را در این سفر همراهی میکند. آندو به خطّ مقدم میروند. پدر به شهادت رسیده است و پیکر او در نقطهای قرار گرفته که امکان دسترسی به آن میسر نیست. «علی» بین بازگشت به خانه و ماندن در جبهه، ماندن را برمیگزیند و عملیات آغاز میشود...
خلاصه داستان: میران بعد از ده سال حبس به خاطر قاچاق مواد مخدر آزاد میشود، او تصمیم دارد از مأمور دستگیری خود سرهنگ عاطفی انتقام بگیرد به همین دلیل با طرح نقشهای و با کمک زنی از اعضای باند خود بعد از طرح دوستی با فرنگیس دختر سرهنگ عاطفی، مقداری مواد مخدر در کیف او جاسازی میکنند و او را به پلیس معرفی میکنند. فرنگیس دستگیر میشود....
خلاصه داستان: سروان یاوری به دنبال طرحی فوری مأمور میشود تا محمولههای نظامی به جبهه برساند، اما عبور کامیونها از منطقهٔ کُرد نشین توسط عوامل نفوذی دشمن لو میرود و عبور کامیونها با اشکال مواجه میشود. سروان یاوری و نیروهایش با نیروهای نفوذی در منطقهٔ غرب کشور درگیر میشود و...
خلاصه داستان: با شروع جنگ، بیمارستانی در خرمشهر به محاصره دشمن درمی آید و از هوا و زمین مورد هجوم قرار میگیرد. محمد جهان آرا، فرمانده جوان سپاه خرمشهر، پیشنهاد میکند مجروحان و پزشکان با یک آمبولانس و لندرور، به دنبال جیپ به غنیمنت گرفته شده که در آن رزمندگان راه را باز میکنند، از بیمارستان خارج شوند. در شهر، نیروهای عراقی که در حال تسخیر شهر هستند، مقابل آنها ظاهر میشوند و رزمندگان برای نجات دادن سرنشینان آمبولانس و لندرور، با عراقیها درگیر میشوند و...