خلاصه داستان: بهمن فرجامی کارگردان قدیمی سینما بیست سال است که فیلم نساخته است. همسرش فوت کرده و فضای اطراف او بوی کافور و مرگ میدهد. تعدادی از دوستان کارگردان او همچون سهراب شهید ثالث، علی حاتمی و بهرام ری پور در مدت کوتاهی فوت کردهاند و او نیز که بیماری قلبی دارد گمان میکند در چند قدمی مرگ قرار دارد. بنابر این تصمیم میگیرد یه سفارش تلویزیون ژاپن فیلمی دربارهٔ مراسم تدفین خودش بسازد..
خلاصه داستان: «مهریه بی بی» داستان یک قطعه زمین متعلق به پیرزنی به نام «بی بی» است که از شوهرش به او ارث رسیده است. از طرفی دیگر، داماد او با مشکل مالی روبه رو می شود و برای خلاصی از این مشکل، تصمیم دارد دخترش کوکب را به عقد یک مرد مسن درآورد. زمانی که بی بی از این ماجرا باخبر می شود برای نجات نوه اش از یک ازدواج تحمیلی، تصمیم می گیرد قطعه زمین خود را بفروشد،
خلاصه داستان: یحیی (هومن سیدی) روحانی جوانی است که محل عجیبی را برای خدمت انتخاب کرده است؛ قرنطینه بیماران خاص و در حال مرگ. او ضمن کمک به بیماران، پاسخ پرسشهای فلسفی خود و معنای زندگی را نیز درمییابد.
خلاصه داستان: جوانی به نام بزرگ در نمایشگاه اتومبیل شوهر خواهرش که یوسف نام دارد مشغول به کار است. یوسف از او میخواهد که ماشین گرانقیمت خانم دکتر ثابتی را به او تحویل دهد. اما بزرگ تصادف کرده و یوسف مجبور میشود برای پرداخت خسارت چند چک به خانم دکتر بدهد. بزرگ چند بار نزد خانم دکتر میرود تا رضایتش را بگیرد و به جای یوسف او خسارت بدهد، اما دکتر ثابتی به بزرگ پیشنهادی عجیب میدهد...
خلاصه داستان: احمد حشمتی، آدم فقیری است که بهطور اتفاقی مجسمه گرانبهایی را پیدا میکند و آن را به خانهاش میبرد تا در فرصت مناسب به پول نقد نزدیکش کند، اما کوششهای او برای فروش مجسمه که با همکاری آدم طماعی به نام ارشد صورت میگیرد، بینتیجه میماند. رفتار مشکوک این دو نفر توجه دیگر ساکنان خانه را جلب میکند و...
خلاصه داستان: سروان قربانی، افسر وظیفهشناسی است که کارش را به خوبی و با صداقت تمام انجام میدهد. او که باید هرچه زودتر کلانتری محل خدمت اش را به مالک اصلی اش تحویل دهد، به او اطمینان میدهد که قصد تخلیه کلانتری را دارد ولی متأسفانه هیچکس حاضر نیست ملکش را به کلانتری اجاره دهد...
خلاصه داستان: ماشاءالله ایرانمنش از کرمان راهی پایتخت میشود تا ارث پدریاش، آپارتمان شمارهٔ ۱۳ را بفروشد و کارگاه تراشکاری کارفرمای خود را در زادگاهش خریداری و با دختر محبوبش ازدواج کند؛ اما آپارتمان به دلیل وجود ساکنان مجتمع که آدمهای بدقلقی هستند فروش نمیرود.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تی وی شو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.