خلاصه داستان: سعید که در سال آخر دبیرستان تحصیل میکند، بدون اطلاع مادر و پدربزرگش، به ورزش کشتی میپردازد و به زودی استعدادش مورد توجه مربیان قرار میگیرد. پدربزرگ سعید که خود از پیشکسوتان ورزش است، زودتر از مادر سعید، موضوع را میفهمد و شادی خود را پنهان میکند، ولی از شنیدن خبر کشتیگیرشدن سعید، ناراحت میشود و این ناراحتی زمانی به اوج میرسد که میفهمد مربی سعید، جوکار ـ رقیب شوهرش که در یک مسابقه کشتی، سهواً باعث مرگ پدر سعید شده است اصرار سعید و...
خلاصه داستان: «کوپر» سیاستمدار ی با ازدواج دخترش نرجس (که قبلاً ملیکا نام داشته) با یک جوان دانشجوی ایرانی «علیرضا» مخالف است، اما دخترش به رغم مخالفتهای پدر با «علیرضا» ازدواج میکند. «کوپر» که موقعیت و پست خود را در خطر میبیند، غریبهای آدمکش را اجیر میکند تا علیرضا را بکشد. آدمکش جوانی به نام «خسرو» است که...
خلاصه داستان: مسیح سه پنج رانندهٔ یکی از تریلیهایی که محمولهٔ بزرگ مواد مخدر و اسکناسهای تقلبی را حمل میکند توسط پلیس شناسایی و در درگیری زخمی میشود و در بیمارستان بستری میگردد. حاج احمد مأمور آگاهی دوست زمان جوانی مسیح او را میشناسد و از او میخواهد که اطلاعات لازم را از تشکیلات قاچاقچیان به پلیس بدهد. اما او حاضر به همکاری نمیشود و زمانیکه توسط قاچاقچیان در مییابد همسر و فرزندش در دام آنها هستند، مصمم تر میشود تا...
خلاصه داستان: استوار خراسانی به تهران منتقل میشود. او به اتفاق مادرش و همسرش زینت و خواهرش عاطفه و پسر کوچکش اسفندیار نزدیک کلانتری محل خدمتش خانهای اجاره میکند که از قضا با آقا رضی همسایه میشوند. آقا رضی با خواهرش ملوک خانم و دو پسر خواهرش جواد و جعفر زندگی میکند، او برای جواد، عاطفه خواهر استوار خراسانی را خواستگاری میکند و استوار خراسانی به...
خلاصه داستان: مادر (گلاب آدینه) باخبر میشود که خواهرزادهاش (امیر حسینی) به همراه نوعروس (رؤیا عالمی) خود قرار است به میهمانی نزد او بیایند، مادر برای این که حفظ آبرو کند، دستپاچه و نگران است و تلاش زیادی برای آماده کردن وضعیت ظاهری خانه دارد، اما هنوز پدر یدالله (حسن پورشیرازی) نیامده و هرلحظه ممکن است میهمانان از راه برسند. دقایقی پس از ورود یدالله، که هندوانه ای با خود آورده، مهمانان سر میرسند، یدالله که خوش مشرب و اهل خاطره و سینماست، خاطرات خصوصی زندگی اش را، بدون ملاحظه برای مهمانان تعریف میکند و...
خلاصه داستان: خلیل سمندر، کارگر یک کارگاه تولیدی، شیفته دوچرخه سواری و عضویت در باشگاه ایران جوان است. او با وساطت هوشنگ، رئیس باشگاه ایران جوان به عنوان ذخیره وارد باشگاه و در مسابقهای اول میشود. اما به دلیل ناراحتی قلبی از شرکت در بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ تهران، باز میماند. در همین زمان قراب، رئیس باشگاه کاخ که وابسته به دربار است، با اتومبیل...
خلاصه داستان: یک زوج جوان و تحصیلکرده که عازم سفری به خارج از کشور هستند، پس از سالها مشاور خانوادهٔ خود را بهطور اتفاقی در فرودگاه ملاقات میکنند و در مدت زمانی که منتظر پرواز خود هستند، اتفاقات سالهایی از زندگی خود را در مدتی که مشاور آنها در خارج از کشور بود، مرور میکنند.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تی وی شو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.
📺
✨ از تماشای محتوای سایت تی وی شو پلاس لذت بردید؟ اگر دوستان و عزیزان شما هم عاشق فیلم و سریال و کارتونهای خاطرهانگیز هستند، با معرفی سایت ما به اشتراکگذاری خاطرهها کمک کنید.📺