خلاصه داستان: رابینسون سوکروئه (Robinson Sucroe) خبرنگاری جوان و خوشقلب است که برای یک روزنامه به نام The World Echo کار میکند. او توسط سردبیر بداخلاق و جاهطلبی به نام Mr. Floydd به یک ماموریت فرستاده میشود تا گزارشهایی از یک جزیرهی ناشناخته و دورافتاده به نام جزیرهی فلورافلور بفرستد.
اما برخلاف تصور، این جزیره اصلاً خالی از سکنه نیست! ساکنانش گروهی عجیب و بامزه هستند که با رابینسون زندگی میکنند و هر کدام شخصیت خاص خود را دارند. رابینسون با کمک آنها سعی میکند گزارشهایی جذاب تهیه کند، اما همزمان با دسیسههای همکار حسودش Julian Uglyston نیز درگیر است که سعی میکند اعتبار او را از بین ببرد و خودش جای او را بگیرد.
خلاصه داستان: داستان درباره پسر بچهای به نام رِمی است که در کودکی توسط خانوادهای فقیر به فرزندی پذیرفته میشود، اما بعداً متوجه میشود که آنها والدین واقعیاش نیستند. وقتی پدرخواندهاش او را به یک هنرمند دورهگرد به نام ویتالیس میفروشد، رمی زندگی جدیدی را آغاز میکند. ویتالیس به او خواندن، نوشتن و نمایشهای خیابانی میآموزد. رمی در طول سفرهایش با دوستان و دشمنان زیادی روبرو میشود و در نهایت به دنبال کشف راز اصلی خانوادهاش میرود...
خلاصه داستان: یه موجود صورتی رنگ از رایانه خارج می شود ، به دو کودک کمک می کند تا با انتقال آنها به آن زمان ، در مورد افراد مهم و رویدادهای تاریخ بیاموزند.
خلاصه داستان: زندگی و کار در پاسکاه پلیس رم. رئیس ایستگاه ، جیوانا اسکالیس ، پس از گذشت مدت طولانی در شهر پالرمو ، سیسیل ، وارد شهر شد و در آنجا با مافیا جنگید. حالا او جنایتکاران را گرفتار می کند ...
خلاصه داستان: هری آپ، کارآگاه بیکار، موظف می شود تا در ازای دریافت دستمزد ناچیز، به عنوان محافظ و به مدت ۳ روز پیرزن و خرگوشش تئو را تا سوئیس همراهی کند. از طرفی هم ۲ سارق تابلوی تاریخی در لباس کشیش، قصد خروج از فرانسه و حراج آن در سوئیس دارند. سارقها که برای مخفی کردن تابلو راهی جز اختفای آن در قفس خرگوش پیدا نمی کنند ...
خلاصه داستان: این نگهبانان نظم، مدتهاست که با فروشندگان اسلحه مواد مخدر و قاتل در حال ذرمبارزه اند در حالی که سایر مقامات هنوز به راحتی مسیرها را ایمن میکنند. تام گایگر، کای استورم و سانی لابون "پلیس موتور سیکلت" هستند که به اصطلاح تیم ریسک LKA نامیده می شود. هر زمان که همه چیز برای عموم مردم داغ می شود از آنها استفاده می شود: به ویژه جنایات وحشیانه، عاملانی که کل کشور را تهدید می کنند، و جنایتکارانی که بسیار خطرناک و غیرقابل پیش بینی هستند.
خلاصه داستان: دادلی افسر دستوپاچلفتی پلیس سوارهنظام سلطنتی کانادا بود که همواره تلاش میکرد لیاقت و مهارت خودش را به مافوقش نشان دهد، اما از بختِ بد، اغلب کارها را خرابتر میکرد، بهویژه آنکه شخصیت شرور کارتون با نام «اسنایدی ویپلَش» برایش دردسر درست میکرد.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تی وی شو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.