خلاصه داستان: سارا که پس از پایان تحصیلات مهندسی تازه از آمریکا برگشته، برای استخدام به شرکتی میرود که بابک مدیر آن است. بابک که از به هم خوردن نامزدی سارا باخبر است…
خلاصه داستان: معصومه زنی است که پسری به نام نیما دارد و از شوهرش جدا زندگی می کند نیما با دو دوستش به مسافرت می روند که در آنجا نیما بر اثر مصرف مواد مخدر می میرد. حال پلیس به دنبال …
خلاصه داستان: همسر مهندس جوانی به نام سعید وی را مجبور میکند مبلغ هنگفتی قرض کرده و او را برای اسکی و تفریح به فرانسه و کوههای آلپ بفرستد. در آلپ هنگام اسکی، زن در یک یخچال طبیعی سقوط کرده و میمیرد. سعید پس از بیرون آمدن از بهت و حیرت ناشی از مرگ همسرش با دختر دیگری ازدواج میکند، اما بلافاصله بعد از ازدواج جسد یخ زده همسر قبلی در کوه آلپ پیدا میشود و در اثر اتفاقی زنده شده و به ایران برمیگردد.
خلاصه داستان: پیرزنی تصمیم گرفت به دیدن دخترش برود اما راهش از میان جنگلی پر از حیوانات خطرناک میگذشت. در مسیر به کدویی بزرگ رسید، آن را خالی کرد و خودش را داخلش جا داد. سپس کدو را قل داد و به حرکت درآورد. حیوانات جنگل از او میپرسیدند: «کدو قلقلهزن! کجا میری؟» و پیرزن پاسخ میداد: «میرم خونه دخترم!» حیوانات که از راز کدو بیخبر بودند، راه را برایش باز میکردند تا اینکه...
خلاصه داستان: هدايت هدایتی (حمید لولایی) صاحب آژانس املاك و شخص سرشناس و بسيار متمولي است كه همسرش منير (اکرم محمدی) قصد دارد برايش زن ديگري بگيرد كه دليلش را بيان نميكند. ولي هدايت (حمید لولایی) از اين موضوع ناراضي است و حاضر به انجام چنين كاري نيست. هدايت (حمید لولایی) تنها يك آرزو دارد و آن هم خوانندگي است. هدايت (حمید لولایی) و منير (اکرم محمدی) سه دختر دارند با نامهاي مينا (نعیمه نظامدوست) كه در پي يافتن شوهر است...
خلاصه داستان: ناصر خلاف کار خردهپایی است که با دزدیدن قالپاق و ضبط ماشین روزگار میگذراند. او در یکی از همین سرقتها در اتومبیلی را باز میکند اما داوود را میبیند که در اتومبیل نشسته. آنها از دیدن هم جا میخورند اما با رسیدن صاحب اصلی اتومبیل با هم فرار میکنند و مشخص میشود که هر دو خلاف کار هستند. بحثهای آنها برای تقسیم پول و قطعات اتومبیل مسروقه به جایی نمیرسد؛ پس با هم درگیر میشوند و...
خلاصه داستان: مرد کارخانه دارِ ثروتمندی به نام ارژنگ در یک تصادف وارد خانه دختری دزد که قبلاً ساعت او را در مترو دزدیده بود میشود و میفهمد که آن دختر و خانوادهٔ او از شخص او متنفرند و چون مرد از دختر خوشش آمده خود را شخص دیگری معرفی میکند و گرفتاریهایی برایش پیش میآید.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.