خلاصه داستان: داستان در منطقه آذربایجان در دهه ۱۳۴۰ رخ میدهد. دانیال، سربازی است که به دلیل سرپیچی از فرمان اعدام دو تن از مخالفان رژیم و زخمی کردن سرهنگ مافوقش، خود نیز مجروح شده و به روستایی به نام حیران میگریزد. روناک، دختری سادهدل که با طبیعت انس فراوانی دارد، دانیال مجروح را در مزرعهاش مییابد و او را به مخفیگاهی میبرد تا از او پرستاری کند و از چشم سرهنگی که در تعقیب اوست پنهانش سازد. سیوان، پدر روناک، وقتی از حضور دانیال آگاه میشود، انجام برخی امور مزرعه را به او میسپارد و...
خلاصه داستان: داستان درباره احمد قادری، یک دکتر روانپزشک است که همیشه آرزو داشته داستاننویس خوبی شود. در حین نوشتن داستان، شخصیت واقعی خودش با شخصیت داستانی که خلق میکند آمیخته میشود. روابط این پزشک با همسر و اطرافیانش شرایطی را فراهم میآورد که اتفاقات اصلی قصه را رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم «درد مشترک» داستان یک مهمانی است. میزبانان، «فیروزه» و «سیاوش»، زن و شوهری هستند که فراز و نشیب زندگی را تجربه کردهاند؛ تلخیهایش را پذیرفتهاند و با شادیهایش سرمست شدهاند. مهمانان آن دو، «دکتر» و «فریبا»، که از ناکامی پریشان هستند و تصور میکنند زندگی را باختهاند، در ملاقات با میزبانان ضمن ارتباطی دوستانه به درکی از «درد مشترک» میرسند.
خلاصه داستان: آقای روشن، شاعری پیر و گمنام در شهر کرمان است. پسر او ایرج، پس از سالها دوری از وطن، از فرانسه به ایران بازمیگردد تا پدر و خواهرش فخری را ببیند. ایرج با دوربین ویدیویی خود شروع به ثبت لحظات زندگی پدر میکند، کاری که در ابتدا باعث آزردگی و اذیت آقای روشن میشود. اما به تدریج، آقای روشن از طریق همان دوربین برای نوههای خود در خارج از کشور پیام میفرستد.
خلاصه داستان: داستان فیلم حول محور «عاطف»، مردی عراقی، و فرزندان بیمارش میچرخد که به دلیل جنگ و حمله به عراق، مجبور به مهاجرت به آلمان میشوند تا از خطر جنگ در امان باشند. آنها در برلین با آرامش نسبی روبرو میشوند، اما به زودی درمییابند که «زندگی» صرفاً «زنده ماندن» نیست و با چالشهای جدیدی مانند تفاوتهای فرهنگی و مشکلات مهاجرت دستوپنجه نرم میکنند. فیلم همچنین داستان یک خانواده ایرانی را به عنوان یکی از خطوط فرعی روایت میکند.
خلاصه داستان: داستان درباره آموزگاری است که قصد دارد به سفر مشهد مقدس برود. او از دانشآموزانش میخواهد هر کدام نامهای برای امام رضا (ع) بنویسند تا او این نامهها را با خود به مشهد ببرد. اما به دلیل مشکلی که برای این معلم پیش میآید، از سفر بازمیماند و تمام نامهها را به بچهها بازمیگرداند، به جز نامهای که روی آن نام کسی نوشته نشده است.
خلاصه داستان: داستان درباره اکبر (با بازی صابر ابر)، مرد جوان کارگری است که سرپرستی خانوادهاش را بر عهده دارد و تلاش میکند برای برادر سرباز کوچکترش امیر در همان کارگاهی که خودش کار میکند، شغلی پیدا کند. برادر سرباز بر اثر پرتاب نارنجک در استادیوم فوتبال، چشمش به شدت آسیب میبیند و بیناییاش را از دست میدهد. اکبر برای تأمین هزینه سنگین عمل چشم برادرش، با کمک دوستش التی (با بازی مزدک میرعابدینی) تعدادی چک بیمحل میخرد و...
خلاصه داستان: داستان سارا (با بازی باران کوثری)، دختری جوان است که به هروئین اعتیاد دارد. آرش (با بازی بهرام رادان)، نامزد سارا، در تورنتوی کانادا درس میخواند و از اعتیاد او بیخبر است. یک ماه پیش از آنکه آرش برای برگزاری مراسم ازدواج به ایران بیاید، سارا تصمیم میگیرد تا اعتیادش را ترک کند. او همراه مادرش سیما (با بازی بیتا فرهی) عازم سفری به شمال کشور میشود تا در یک درمانگاه ترک اعتیاد کند. اما سارا پیش از ترک تهران، برای آخرین بار قصد تهیه مواد دارد و این تصمیم، مسیر زندگی او و خانوادهاش را در کشاکشی سخت میان وسوسه و مقاومت قرار میدهد. این درام تلخ و اجتماعی به آسیبهای اعتیاد و فروپاشی روابط خانوادگی میپردازد.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تی وی شو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.