خلاصه داستان: داستان درباره دو خانواده همسایه به نامهای «آقاکمال» و «آقارحمت» است. با شروع جنگ، پسر آقاکمال که تازه ازدواج کرده، به جبهه میرود و به شهادت میرسد. در همین حین، «علی» پسر آقارحمت که مشکلات مالی و زندگی او را خسته کرده، به طور غیرقانونی از مرز گذشته و راهی آلمان غربی میشود.علی در آلمان با «مصطفی» آشنا میشود؛ کسی که سالها پیش به اروپا رفته و ...
خلاصه داستان: فیلم «تنگنا» درباره پسر نوجوانی به نام «غلامحسین» است که به علت فوت پدر مجبور به کار در یک فروشگاه لوازم برقی می شود. روزی او در اثر حادثه ای موجب شکسته شدن یک تلویزیون می شود و این شروع ماجراهای تازه برای او است.
خلاصه داستان: «تفنگ شکسته» مثل بسیاری از فیلمهای دهه ۱۳۶۰، داستان ارباب و رعیت و ظلم ارباب به رعیت را روایت میکند .اهالی روستای «قلعه بالا» که در منطقهای معدنی زندگی میکنند، به حیله و نیرنگ ارباب کشت و زرع را رها کردهاند و به کار در معدن فیروزه که زیر نظر او است مشغول میشوند .معدن توسط «بکتاش» (با بازی منوچهر حامدی)، مباشر سنگدل و ظالم ارباب، اداره میشود. او با خشونت و ستم کامل بر کارگران معدن حکومت میکند .
خلاصه داستان: میرزا نوروز عطاری است که حاضر نیست کفشهای کهنه و پر از وصلهٔ خود را دور بیندازد و کفشهایی نو بخرد و همین امر سبب میشود تا مردم شهر او را دست بیندازند و مسخره کنند. همسر و فرزندان میرزا نیز که دیگر طاقت این وضع را ندارند، او را ترک میکنند و شرط بازگشتشان را خرید کفشهایی نو از سوی میرزا قرار میدهند. سرانجام میرزا با اکراه رضایت به خرید کفشهایی تازه میدهد و میخواهد که کفشهای وصلهخوردهٔ خود را دور بیندازد، ولی به هرکجا که پرتابشان میکند، کفشها برایش دردسرساز میشوند و با خلقِ حادثهای، میرزا را به نزد قاضی شهر میبرند...
خلاصه داستان: سالها پیش کشتی آنجلیکا با محمولهٔ ارزشمندی از طلا و نقره در دریا غرق شدهاست. احمد بیک موفق میشود محل غرقشدن کشتی را بیابد و در پی خارج ساختن گنجینهٔ آن برآید. او برای این کار با پسر حاکم شیراز و به شرط تقسیم غنایم عازم محل غرق کشتی آنجلیکا میشود اما پسر حاکم درصدد تصاحب تمام گنجینه برای خود برمیآید غافل از اینکه انگلیسیهای...
خلاصه داستان: داستان در یک روستای کوهستانی میگذرد. قرهخان، پسر نوجوانی است که پدر ناتنیاش هاوارخان به قتل میرسد. مادرش نرگس فاش میکند که پدر واقعی قرهخان، رشید بوده که خودش سالها قبل قاتل هاوارخان بوده است .
رشید به دست برادران هاوارخان کشته میشود و حالا آنها که به تحریک مادرشان، نرگس را قاتل اصلی میدانند، برای کشتن او نقشه میکشند .قرهخان و مادرش با کمک فتاح (یکی از برادران هاوارخان) از روستا فرار میکنند، اما برادران دیگر به آنها میرسند و نرگس را به قتل میرسانند ....
خلاصه داستان: در نخستین روزهای حمله عراق به ایران، شهر آبادان در محاصره دشمن قرار گرفته است . گروهی از داوطلبان و بسیجیان قصد دارند خود را برای کمک و شکستن حصر آبادان به این شهر برسانند، اما جادههای اصلی در دست عراقیهاست و هواپیماهای دشمن نیز شهرها و مواضع اطراف را زیر بمباران گرفتهاند .
خلاصه داستان: احمد شاه بار و بنه خود را میبندد و سفر سومش را به اروپا آغاز میکند. سلطنت قاجار رو به پایان است. دو برادر به نامهای مطیع الدوله و ارفعالملک، از بزرگان ایل قاجار میکوشند با اکثریت آرا به مجلس راه یابند. مراد، مباشر مطیع الدوله، آن دو را به جان یکدیگر میاندازد. مطیع الدوله به همکاری با سفارت انگلستان تن میدهد و ارفعالملک دست یاری به سوی سفارت شوروی دراز میکند. اقدامات خودسرانه آن دو، نقشه و روابط بزرگان ایل قاجار را به هم میریزد. دو برادر در انتخابات شکست میخورند و مراد به زودی درمییابد که نوكیسههای تازه به قدرت رسیده، از سیاستگذاران قبلی به مراتب حیلهگرترند.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو خاطره ها نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.