خلاصه داستان: داستان نوجوانی به نام جواد را روایت میکند که پدرش در زندان است. او در روز عید، یک ماهی قرمز به خانه میآورد. اما مادرش که از وضعیت زندگی ناراضی است، او را سرزنش کرده و میخواهد که ماهی را از خانه بیرون ببرد. این فیلم درام و خانوادگی، زندگی یک خانواده را در شرایط سخت و درگیریهای عاطفی میان اعضای آن به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره مصطفی است که تصمیم دارد با مریم ازدواج کند. اما پیش از برگزاری عروسی، مصطفی در یک تصادف رانندگی، بینایی خود را از دست میدهد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره مردی قمارباز و تنگدست به نام تقی است که به طور اتفاقی کیف مردی ناشناس را میرباید. اما برخلاف انتظارش، داخل کیف خبری از پول یا اشیای ارزشمند نیست و تنها نامهای پیدا میکند که نشان میدهد صاحب کیف قصد دارد به زندگی خود پایان دهد...
خلاصه داستان: داستان رسول، آموزگاری را روایت میکند که از منطقهای سرسبز در شمال به کویر رفته است. او آرزو دارد به کمک دانشآموزانش، روستا را از خطر توفان شن ایمن نگه دارد و با ساختن باغچهای، آن را شبیه به زادگاهش کند.
خلاصه داستان: داستان دربارهٔ ورود و توسعهٔ سینما و سینماداری در ایران است و وصف مشاجرههای موسیو روسیخان و موسیو آقایوف که جیرهبگیر سفارت خانههای روسیهٔ تزاری و بریتانیای کبیر هستند. فردی به نام قراچهداغی که از مجاهدان مشروطه است، جوانی به نام معلا را نصیحت میکند که خود را در راه توسعهٔ سینما مانند عوامل اجنبی گرفتار نکند...
خلاصه داستان: فیلم شب حادثه به کارگردانی سیروس الوند، داستان امیر (با بازی بیژن امکانیان) را روایت میکند که به همراه همسرش هما، پس از گذراندن تعطیلات به تهران بازمیگردد. او هما را در رشت پیش خواهرش میگذارد و به سمت پایتخت حرکت میکند، اما در جادهای بارانی با پسربچهای تصادف میکند و با تصور اینکه کودک را کشته، از محل حادثه میگریزد. در تهران، مردی به نام نادر که خود را پدر آن کودک معرفی میکند، با پیدا کردن کیف پول امیر از او اخاذی کرده و او را تحت فشار میگذارد. این درام روانشناختی نشان میدهد که به مرور...
خلاصه داستان: سالها پیش کشتی آنجلیکا با محمولهٔ ارزشمندی از طلا و نقره در دریا غرق شدهاست. احمد بیک موفق میشود محل غرقشدن کشتی را بیابد و در پی خارج ساختن گنجینهٔ آن برآید. او برای این کار با پسر حاکم شیراز و به شرط تقسیم غنایم عازم محل غرق کشتی آنجلیکا میشود اما پسر حاکم درصدد تصاحب تمام گنجینه برای خود برمیآید غافل از اینکه انگلیسیهای...
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره «جان برار» است که از راه تهیه و فروش زغال، هزینه زندگی خانوادهاش را تأمین میکند. او با اسبی که از پسرعمویش کرایه کرده، زغالها را به شهر میرساند.«گوهر»، همسر باردار جان برار، نیاز به عمل سزارین دارد. جان برار پسرش «اسماعیل» را در روستا میگذارد تا از خانه و گاوشان مراقبت کند و خود با درشکه، همسرش را شبانه به شهر میبرد.برای تأمین هزینه عمل همسرش، جان برار ناچار میشود اسب را بفروشد. اما در همین حین، در روستا و وقتی اسماعیل در کلاس درس است، گاوشان طعمه خرس میشود...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تی وی شو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.