خلاصه داستان: عاد دو پسر به نام شدید و شداد داشت که با قلدری و غارت بر دنیا حکومت میکردند. چندی بعد شدید درگذشت و شداد بدون رقیب، پادشاه جهان شد. از این رو بسیار مغرور و متکبر گشت. خداوند حضرت هود علیهالسلام را برای هدایت قوم عاد و پادشاه آن فرستاد. هود به آنها در صورت ایمان و عمل صالح وعده بهشت داد ولی شداد به هیچ وجه ایمان نیاورد. او تصمیم گرفت تا...
خلاصه داستان: استوار حقگو مقدار زیادی هروئین را که در کامیونی جاسازی شده است، کشف میکند. ماجرا را مصرانه پی می گیرد اما از کار معلق می شود. چون پا روی دم بزرگان گذاشته است. ریشه ماجرا به سناتوری می رسد که منتسب دربار است.
خلاصه داستان: عباس، بسیجی خراسانی است که از سالهای حضورش در جنگ ایران و عراق، ترکش خمپارهای در کنار شاهرگ گردنش باقی ماندهاست. به اصرار همسرش، نرگس، برای معاینه به تهران میآید و در خیابان، به شکل اتفاقی با همرزم سابقش، حاج کاظم، روبهرو میشود که مشغول مسافرکشی است. پزشک، وضعیت عباس را بحرانی تشخیص میدهد و...
خلاصه داستان: یک سرگرد ارتش به همراه افرادش که پسرش نیز در میان آنهاست، به مأموریت انفجار پل الخلیل در خاک عراق میروند. اما حین عملیات، پسر سرگرد به شهادت میرسد و او به همراه افرادش به اسارت نیروهای عراقی درمی آیند. در بازداشتگاه، سرگرد تظاهر به همکاری با عراقیها میکند و از این طریق موفق میشود به همراه سه تن دیگر از اسیران، نظر فرمانده بازداشتگاه را نسبت به ضبط یک مصاحبه تلویزیونی جلب کند. اما هنگامی که آنها توسط نیروهای عراقی به محل مصاحبه برده میشوند...
خلاصه داستان: حامد شرقی (با بازی خسرو شکیبایی) دانشجوی رشته تئاتر قصد دارد کاری را برای شرکت در جشنواره آماده کند. نامزدش هم او را یاری می دهد تا اینکه حامد ناخواسته در شرایط بحرانی قرار می گیرد و گروهش از هم می پاشد و نامزدش نیز او را ترک می کند...
خلاصه داستان: هادی به منظور انجام تحقیقات خود جهت فیلمسازی روانه کرواسی میشود. عزیز، دوست هادی در جریان مسافرت او به کرواسی با در اختیار قرار دادن یک نوار کاست، یک قطعه عکس، و یکنیمه پلاک از وی برای یافتن دختری به نام فاطمه کمک میگیرد. هادی به وسیلهٔ آشنایی با زنی به نام حنیفه...
خلاصه داستان: سعید که بر اثر بمبهای شیمیایی نابینا شده به همراه گروهی از همرزمانش برای معالجه به آلمان اعزام میشود. لیلا خواهر سعید که سال هاست در آلمان با شوهر آلمانی و پسرشان یوناس (یونس) زندگی میکند، سعید را در آسایشگاه میبیند. بین سعید و یونس رابطه عاطفی عمیقی برقرار میشود. یکی از همرزمان بسیجی سعید قصد دارد...
خلاصه داستان: روایت سفر سه روزه چند خانواده که برای گذراندن تعطیلات به شمال کشور سفر کرده اند، بهانه این سفر بازگشت کوتاه مدت دوست قدیمی شان احمد از آلمان است. در این سفر، سپیده، الی را که معلم مهد کودک دخترش است دعوت کرده تا شاید زمینه ساز آشنایی او با احمد شود، اما ناپدید شدن الی در روز دوم سفر، به همه سرخوشی ها رنگ دیگری می دهد و…
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تی وی شو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.