خلاصه داستان: در یک روز سرد زمستانی، پسر کوچکی به اسم «سریوژا» (Seryozha) و سگ وفادارش «رکس» که دیگر پیر شده، مشغول بازی با توپ روی یخهای یخزده رودخانه مسکو هستند. ناگهان یخ زیر پای سریوژا میشکند و او روی یک تکه یخ شناور در آبهای یخزده گرفتار میشود.سگش، رکس، بدون هیچ تردیدی خود را به آبهای یخزده میزند تا نجاتش دهد. او با تمام توانش شنا میکند، سریوژا را به ساحل میرساند، اما خودش به دلیل ماندن طولانی در آبِ سرد، به شدت مریض میشود. رکس که سرماخوردگی شدیدی کرده، در بیمارستان دامپزشکی جان میسپارد.
خلاصه داستان: داستان چگونگی رفتن ورزشکاران تیم Meteor به یک سفر پیادهروی تابستانی در امتداد سواحل یک رودخانه جنگلی. طرح یک روز تابستانی، سه ورزشکار با کوله پشتیهای عظیم، در مسیری جنگلی به پیادهروی میروند. سه کوهنورد ریشدار با کوله پشتیهای تقریباً خالی به استقبالشان میآیند...
خلاصه داستان: این داستان مربوط به قرون 16 و 17 است. زمانی که دولت قدرتمند و کاتولیک لهستان- لیتوانی به کشور ارتدکس روسیه حمله میکند. در طی این جنگها قوای لهستان قادر به شکست روسیه نبودند و این جنگها عامل افولشان شد...
خلاصه داستان: در انیمیشن سه قهرمان و ملکه شاماخان سه قهرمان بار دیگر با هم متحد میشوند تا شاهزاده کیف را از چنگال ملکه شیطانی که تلاش میکند جوانی و زیبایی خود را با استفاده از جادو دوباره به دست آورد، نجات دهند اما…
خلاصه داستان: این کارتون دربارهٔ یک گربهٔ خوشاخلاق، دوراندیش و محتاط به نام لئوپولد است که همیشه پاپیون آبیرنگ دارد، حتی هنگام شنا در آب. در تمامی قسمتهای این کارتون، لئوپولد مشغول سر و کله زدن با دو موش ناقلا و شیطان است. یکی از موشها رنگ خاکستری و دیگری رنگ سفید است.
خلاصه داستان: در مورد شاهزاده کییف است که از ترس آینده زندگی خود، تصمیم میگیرد برای تاج و تخت یک وارث انتخاب کند. اما جانشین او چه کسی خواهد بود؟ شاید یکی از اقوام یا یک دوست معتمد جانشین شاهزاده باشد. حال شاهزاده باید هر چه سریعتر جانشین خود را منصوب کرده و…
خلاصه داستان: “زابابا” نوه دختری پادشاه کیف میخواهد با پیک بی دست و پایی ازدواج کند. پادشاه برای جداکردن آن دو از هم پسر را به همراه پهلوان “دابرینیا نیکتیچ” به یک مأموریت میفرستد، ولی وقتی آنها برمیگردند پادشاه دختر را بدست مرد مال اندوز و خسیسی سپرده و به دروغ به همه گفته شده که دختر را اژدهای سه سر دزدیده است. پسرک “دابرینیا” را قانع میکند تا به او در یافتن زابابا کمک کند ولی وقتی آنها به اژدها که دوست دابرینیا است میرسند حقیقت را میفهمند…
خلاصه داستان: در سرزمین ایلیا پهلوان بزرگ، دزدی به نام کیف با قدرت سوتش همه چیز را نابود می کند، اما حریف پهلوان ایلیا نمی شود.اتفاقاتی بین ایلیا و دزد سوت زن می افتد که...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست...
اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.