خلاصه داستان: در بحبوحه خشکسالی شدید در کویر، داستان درباره سه چوپان به نامهای مختار (با بازی اسماعیل پوررضا)، موسی و میرزا است. آنها برای صاحبگلهای به نام قدیرخان (با بازی کارگردان فیلم، حسین محجوب) گلهداری میکنند. ماجرا از جایی آغاز میشود که میرزا به دلیل بیماری همسرش، درخواست مرخصی میکند، اما قدیرخان با آن مخالفت میکند. این موضوع، جرقه درگیری میان چوپانان و پسر صاحبگله میشود که در نهایت به نبردی تلخ در دل طوفان شن میانجامد.
خلاصه داستان: محسن جوان ورزشکار، که درخانواده ای فقیر زندگی می کند، به گروهی مذهبی وابسته و به فعالیت های سیاسی کشیده شده است. سازمان امنیت برای نابود کردن او، با طرح نقشه ای محسن را به اعتیاد می کشاند. محسن یک شب درحال چاپ اعلامیه به محاصره مأموران می افتد و پس از درگیری دستگیر می شود. در زندان به دلیل اعتیاد اعضای گروهش را لو می دهد. پدر محسن برای یافتن فرزندش به تمام مراکزی که قاچاقچیان فعالیت دارند سر می زند، اما نشانی از او نمی یابد...
خلاصه داستان: در جریان درگیری ارتش و مردم در میدان سبلان نظامآباد،طی روز 17 شهریور، سه سرباز پادگان قصر، «محمد محمدی خلص» و «علی غفوری سبزواری» و «قاسم دهقانی سنگستانی» که نمی خواهند دست به خون مردم بیآلایند با اسلحه های خود به مردم می پیوندند...
خلاصه داستان: در فیلم موج طوفان، در یکی از بنادر جنوب، صیادی به نام عاشور بزرگترین مروارید را صید میکند. سودجویان و دلالها مروارید، در صددند تا مروارید را از چنگ او درآورند. بین عاشور و دلالها نزاع سختی در میگیرد. عاشور ناخواسته یکی از آنها را به قتل میرساند و…