خلاصه داستان: پس از ماجرای طبس و عدم موفقیت آمریکا در نجات گروگانهایش، جاسوسی تحت عنوان عکاس به ایران وارد شده و سعی دارد از محل نگهداری گروگانها کسب اطلاع کند. مأموران امنیتی رد این جاسوس را پیدا کرده و به بخشی از عکسها و اسلایدهای وی دست مییابند و در پی یک عملیات تعقیب و گریز وی را قبل از اینکه از مرز خارج شود دستگیر میکنند.
خلاصه داستان: داستان در مورد پیرمرد نجاری است که بچهای ندارد و تنهاست. پدر ژپتو بههمراه یک گربه و دارکوب که با درست کردن اشیاء چوبی امرار معاش میکند. او با درست کردن عروسکی چوبی به اسم پینوکیو باور میکند که کودکی دارد. فرشتهای مهربان وقتی متوجه آرزوی قلبی پیرمرد میشود، با زنده کردن عروسک آرزوی پیرمرد را برآورده میکند.
خلاصه داستان: سندباد کودک ماجراجو و پردل و جرأتی است که با پدر و مادر خود در بغداد زندگی میکند. سندباد عمویی دریانورد (عمو علی) دارد که برای دیدن او و خانوادهاش به بغداد میآید. او یک مرغ مینای سخنگو را به سندباد هدیه میدهد که سندباد نام او را شیلا میگذارد. سندباد که علاقهمند به جهانگردی است سوار کشتی عموی خود میشود و همراه او به مسافرت دریایی میرود. سندباد در این سفر دریایی عمویش را گم میکند و سوار بر یک نهنگ همراه با شیلا به جزیرهای میرسد. در این جزیره با یک سیمرغ غولپیکر، مارهایی که در درهای از الماس زندگی میکنند و یک عقاب روبرو میشود.
خلاصه داستان: جویندگان میراث خانوادگی خاندان مظفر زرگنده سومین نقشه را نزد قل مراد خان می یابند و محل مورد نظر را که قبر خان قلی خان است جستجو میکنند اما قبر خالی است و با نشانه ای دیگر همه به سوی تهران روانه می شوند…
خلاصه داستان: ریمی پس از فروش توسط پدر فرزندخوانده ظالمانه خود ، چاوانون را با آقای ویتالیس به همراه سه سگ مهربان خود و یک میمون کوچک و خنده دار ترک می کند.
خلاصه داستان: جانباز شیمیایی به نام مسلم که همسرش او را ترک کرده، با دوستان شهیدش در بهشت زهرا قرار میگذارد. او به همراه دوستان شهیدش با موتور سیکلت از میدانها مختلف تهران، مکانها و دوستان مختلف از جمله جانباز قطع نخاعی به نام اصغر در بیمارستان، بازدید میکند و از اصغر میخواهند که زندگی مادی این جهان را رها ساخته و همراه آنان شود. او نیز میپذیرد و...
خلاصه داستان: فرشته، همسرش سعید را در یک سانحه تصادف از دست میدهد. پدرشوهرش حاج صفدر مردی ثروتمند و بانفوذ است. او به فرشته میگوید حالا که سعید مرده، دیگر با خانواده آنها نسبتی ندارد و چون حاج صفدر دو پسر مجرد در خانه دارد و فرشته هم به آنها نامحرم است باید خانه آنها را ترک کند…
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.