خلاصه داستان: داستان این سریال حول محور شخصیت اصلی، استنلی ایپکیس (Stanley Ipkiss)، یک کارمند بانک ساده و خجالتی، میچرخد که یک ماسک جادویی پیدا میکند. این ماسک به او قدرتهای خارقالعادهای میدهد و او را به یک شخصیت کارتونی و غیرقابلپیشبینی به نام ماسک (The Mask) تبدیل میکند. وقتی استنلی ماسک را میزند، رفتار و ظاهرش کاملاً تغییر میکند: او به یک شخصیت پرانرژی، دیوانهوار و با قدرتهای عجیب و غریب تبدیل میشود که میتواند قوانین فیزیک را نادیده بگیرد.
خلاصه داستان: پس از مرگ معاویه، پسرش یزید، جانشین او میشود و تلاش میکند تا به اجبار از امام حسین علیهالسلام بیعت بگیرد. امام با او بیعت نمیکنند و برای حفظ حرمت خانۀ خدا، و به دنبال دعوت کوفیان از ایشان، از مکه به سوی کوفه حرکت مینمایند. در راه کوفه خبر شهادت...
خلاصه داستان: داستان درباره پسر بچهای به نام رِمی است که در کودکی توسط خانوادهای فقیر به فرزندی پذیرفته میشود، اما بعداً متوجه میشود که آنها والدین واقعیاش نیستند. وقتی پدرخواندهاش او را به یک هنرمند دورهگرد به نام ویتالیس میفروشد، رمی زندگی جدیدی را آغاز میکند. ویتالیس به او خواندن، نوشتن و نمایشهای خیابانی میآموزد. رمی در طول سفرهایش با دوستان و دشمنان زیادی روبرو میشود و در نهایت به دنبال کشف راز اصلی خانوادهاش میرود...
خلاصه داستان: شخصیت اصلی این کاتون، یک گربه وحشی انسانواره و پلیس است که همواره در تعقیب یک موش تبهکار به نامِ «Savoir-Fair» و سگِ دستیارش «Malamutt» در قلمروی یوکان کاناداست. این موشِ زرنگ که کانادایی و فرانسویتبار است، کارش دزدیدن غداست و تکیهکلامی دارد که مدام آنرا به زبان میآورد و میگوید: «!Savoir-Faire is everywhere» (ناجی افسانهای همه جا هست!).
خلاصه داستان: خوشغیرت یا همان خوشرکاب دو ادامه داستان مردی به نام تقی با بازی محمد کاسبی بود که علاقه ویژهای به کامیون خود داشت. این دلبستگی او به اندازهای بود که حاضر نبود برای کمک رسانی به جبهه از کامیونش استفاده کند اما در نهایت این اتفاق افتاد و تحولاتی را برای این شخصیت بههمراه داشت. او این بار تصمیم گرفتهاست دارو از مردم جمعآوری کند و با کامیون خود که حالا نامش را از خوشرکاب به خوشغیرت تغییر دادهاست...
خلاصه داستان: «خوشرکاب» با بازی محمد کاسبی، داستان مردی است که به کامیون خود علاقهٔ بسیاری داشت. دلبستگی او به اندازهای بود که حاضر نبود برای کمک رسانی به جبهه از کامیونش استفاده کند.
خلاصه داستان: یه موجود صورتی رنگ از رایانه خارج می شود ، به دو کودک کمک می کند تا با انتقال آنها به آن زمان ، در مورد افراد مهم و رویدادهای تاریخ بیاموزند.
خلاصه داستان: در منزل عمه (حمیده خیرآبادی) زیرزمین اسرارآمیزی وجود دارد که برادرزادهٔ عمه (ناصر هاشمی) میخواهد از آن استفاده کند. بعد از اینکه به این زیرزمین پا میگذارد متوجه میشود که یک بچه دیو ۲۰۰۰ ساله در آنجا زندگی میکند و در انتظار رسیدن مادرش است.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.