خلاصه داستان: داستان فیلم در اواسط دههٔ ۶۰ و دوران جنگ ایران و عراق اتفاق میافتد و حول شخصیت اصلی به نام سلیم میچرخد، مردی حدود ۵۰ ساله که در تهران مشغول فروش غیرقانونی نوارهای فیلم و موسیقی لسآنجلسنشینها (آثار ممنوعه در آن دوران) است.
خلاصه داستان: مجید از اراذل جنوب تهران عاشق دختر پیرمرد عارفی بهنام میرزا میشود. میرزا شرط ازدواج مجید و دخترش را سر به راه شدن او میداند. مجید تصمیم میگیرد برای اثبات سر به راه شدنش به جبهه برود که بقیه دوستانش نیز همراه او میشوند. برای حضور آنها در جبهه، مخالفتهایی وجود دارد اما با ضمانت میرزا و یکی دیگر از رزمندهها آنها به پادگان آموزشی میرسند. هدف هر کدام از افراد گروه برای رفتن به جبهه به نوبه خود بامزه و با توجه به زمانی که فیلم داستان خودش را روایت میکند عجیب است.
خلاصه داستان: خوشغیرت یا همان خوشرکاب دو ادامه داستان مردی به نام تقی با بازی محمد کاسبی بود که علاقه ویژهای به کامیون خود داشت. این دلبستگی او به اندازهای بود که حاضر نبود برای کمک رسانی به جبهه از کامیونش استفاده کند اما در نهایت این اتفاق افتاد و تحولاتی را برای این شخصیت بههمراه داشت. او این بار تصمیم گرفتهاست دارو از مردم جمعآوری کند و با کامیون خود که حالا نامش را از خوشرکاب به خوشغیرت تغییر دادهاست...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.