خلاصه داستان: مورچه کوچکی از درخت غان بالا رفت. ناگهان باد برگ غان را وزید و مورچه را با خود برد. مورچه خود را دور از لانهاش یافت. از آنجایی که لانه بلافاصله پس از غروب آفتاب تا صبح بسته میشود، مورچه با تمام توان سعی کرد به آن برسد، نه به تنهایی، بلکه با کمک حشرات دلسوزی که در طول مسیر با آنها روبرو شد و آماده کمک بودند...
خلاصه داستان: داستان چگونگی رفتن ورزشکاران تیم Meteor به یک سفر پیادهروی تابستانی در امتداد سواحل یک رودخانه جنگلی. طرح یک روز تابستانی، سه ورزشکار با کوله پشتیهای عظیم، در مسیری جنگلی به پیادهروی میروند. سه کوهنورد ریشدار با کوله پشتیهای تقریباً خالی به استقبالشان میآیند...
خلاصه داستان: در یک انبار ماشین های اسقاطی، چند حیوان کوچک و دوست داشتنی برای خود در ماشین ها و دستگاه های بهدردنخور خانه درست کرده اند. جوجه تیغی، داخل یک ماشین بنز قدیمی خانه زیبایی درست کرده است. خانه عمو سمور یک اجاق گاز خراب است که...
خلاصه داستان: داستان به ماجرای گوسفندان می پردازد که با یک سفینۀ آبباتی شکل، به فضا می روند تا به ملکۀ ماه کمک کنند. در آنجا با پادشاه بدجنسی درگیر می شوند و ماجراهایی برایشان اتفاق می فتد...
خلاصه داستان: دستیار بابانوئل بیمار شده است. او از یکی از دوستانش می خواهد که در توزیع اسباب بازی ها به بابانوئل کمک کند؛ اما این دوست، نقشۀ دیگری برای اسباب بازیها دارد و اسباب بازی ها از این نقشه باخبر شده اند...
خلاصه داستان: «ماستی» بچهگربۀ کوچکی است که همراه با پدر و مادر خود در یک روستا زندگی میکند. او هر روز چیزهای جدید یاد میگیرد و تجربیات تازه کسب میکند.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.