خلاصه داستان: این مجموعه روایتگر زندگی دو خانواده از قشر فقیر و ثروتمند است که دختر خانواده ثروتمند یعنی سارا به رضا و دایی سارا به لیلا علاقهمند بوده و در این رابطه دراماتیک پارهای از مسائل اجتماعی نیز به تصویر کشیده میشود…
خلاصه داستان: حاج عنایت، مرد شصت ساله ثروتمندی، قصد فروش خانه بزرگ و قدیمی اش را دارد که با مقاومت همسرش روبرو میشود. عنایت در آژانس املاکش با دختر از فرنگ برگشته ای به نام دنیا آشنا میشود که خواهان خریدن خانه قدیمی اوست. عنایت او را راضی میکند در یکی از آپارتمانهایی که ساخته مستقر شود تا اگر معامله او با مشتری اول سرنگرفت، خانه را به دنیا بفروشد. عنایت که به دنیا علاقهمند شده، همسر و دخترش را برای زیارت یکماهه به سوریه میفرستد...
خلاصه داستان: بیتا دختری اصفهانی و اهل خانواده ای سنتی است که برای تحصیل در دانشگاه باید به تهران بیاید اما خانواده با رفتن او به تهران مخالف هستند و بالاخره با اعتصاب غذای دخترشان رضایت به رفتن او می دهند. پدر با اجاره ی یک آپارتمان و هم خانه کردن سیما دختر بیوه ی کارگر خانه، بیتا را به او می سپارد. بیتا در دانشکده با فرهاد آشنا می شود و با هم قرار ازدواج می گذارند در حالی که علی پسر عموی بیتا قرار است برای ازدواج با او از خارج از کشور به ایران بیاید…
خلاصه داستان: مریم افشار دانشجوی رشته هنر، دختری خانوادهدار است و پدر و مادر خوبی دارد. همه چیز در خانواده مریم آن قدر خوب و بجاست که مریم لازم نمیبیند هیچکدام از نیازهایش را در بیرون از خانه تأمین کند. پسر مذهبیای به نام محمد، در دانشگاه عاشق مریم میشود و درست زمانی که میخواهد از این علاقه با مریم صحبت کند با درخواست هم دانشگاهی دیگرش به نام رامین مواجه میشود که از او میخواهد مریم را برایش خواستگاری کند. محمد...
خلاصه داستان: فیلم وقت چیدن گردوها، داستان روحانی جوانی (پارسا پیروزفر) است که برای تصفیه نفس و دوره کردن درس هایش در جوار مرقد یکی از عارفان سکنی می گزیند. در آن جا متوجه بعضی اعمال خلاف متولی مرقد می شود و در می یابد که او این منصب را غصب کرده است. از طرف دیگر روحانی جوان به تنها دختر این متولی به نام حیات (لادن مستوفی) علاقه مند می شود و حیات نیز به طرف او متمایل می گردد اما برای آنها مشکلاتی به وجود می آید.
خلاصه داستان: فرید معصومی در پی عزیمت خود به جبههٔ جنگ ایران و عراق، شیمیایی شده و به اسارت عراق در میآید. پروانه همسر فرید بهدنبال سالها انتظار و بیخبری از وضعیت فرید و به گمان کشته شدن او تصمیم به ازدواج میگیرد. فرید پس از آزادی به سراغ پروانه رفته و پروانه با دیدن فرید دچار سکتهٔ قلبی میشود...
خلاصه داستان: دو جوان که به تازگی ازدواج کردهاند به دلیل شرایط، قادر به ادامه زندگی با همدیگر نیستند. آنها قصد جدایی دارند، اما در روزی که برای ثبت طلاق خود به محضر رفتهاند با اتفاقات غیرمنتظره ای مواجه میشوند…
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.