خلاصه داستان: داستان زنی به نام صنوبر را روایت میکند که برای تأمین هزینههای عمل جراحی مادربزرگش به شدت نیاز به پول دارد. او برای تأمین این هزینهها، حتی وسایل خود را میفروشد اما موفق نمیشود و در این مسیر با مشکلات متعددی روبرو میشود.
خلاصه داستان: داستان «گالان» (با بازی بهزاد جوانبخش) را روایت میکند؛ یک سوارکار بینظیر در ترکمنصحرا که مرید پیرمردی به نام «مطلوبقلی» است. عشق و علاقهی شدید او به اسبدوانی و پدرش، با همسرش «مارال» اختلاف ایجاد میکند و کار را به جدایی میکشد. در ادامه، «یارورن» (گالان) جوان با سقوط پدر تکتازش از اسب، مسئولیت نگهداری و بازسازی عاطفی و شخصیت متزلزل پدر و ادارهی زندگی را به عهده میگیرد. او با حمایت...
خلاصه داستان: داستان عمو هاشم (با بازی پرویز پورحسینی)، پیرمرد روستایی و شکارچی سابق را روایت میکند که بینایی خود را تا حد زیادی از دست داده است. او مصمم است تا برای آخرین بار گوزنی نر را شکار کند تا با فروش آن، هزینه سفر به مشهد و زیارت حرم امام رضا (ع) را فراهم آورد. در این...
خلاصه داستان: داستان مهندس افشار (با بازی حسین سرشار)، مردی منظم و مقرراتی را روایت میکند که عادتهای وسواسگونهاش سبب اختلاف با همسرش شده است. در یک مهمانی، اتومبیل رنوی افشار به سرقت میرود. این حادثه جرقهی یک دعوای بزرگ را میزند و افشار خانه را ترک میکند و به مهمانسرایی قدیمی در...
خلاصه داستان: داستان در یکی از واحههای کویر مرکزی ایران و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی روایت میشود. «جمعه»، پسرک دوازده سالهای است که با مادر بیوهاش زندگی میکند . روزی دایی او که سالهاست برای کار به شهر مهاجرت کرده، به واحه بازمیگردد و برای جمعه یک صدف میآورد که میتوان صدای امواج دریا را از آن شنید .جمعه شیفته صدف میشود، اما یکی از دوستانش صدف را میشکند. دایی اش قول میدهد که دفعه بعد صدف بزرگتری بیاورد، ولی جمعه به این وعده راضی نیست و تصمیم میگیرد خودش به دیدار دریا برود .
خلاصه داستان: با مرگِ «حساممیرزا رفیعالملک»، میراث خاندان رفیعالملک به همسرش «فروغالزمان» میرسد؛ اما خواهر و برادرِ حساممیرزا، «تاجالملوک» و «کامران میرزا»، که تنها بازماندگان این خاندان هستند از این موضوع خشنود نیستند؛ بنابراین با طرح نقشهای، سعی در تصاحب مجدد میراث خانوادگی دارند. نقشهٔ توطئه این است که با اجرای نمایشی که «کامران میرزا» نوشته، ثابت کنند «فروغ الزمان» مجنون است و احتمالاً بعداً او را از سر راه بردارند...
خلاصه داستان: داستان این سریال درباره «مش رحمان»، یک رفتگر زحمتکش و با آبرو (با بازی جمشید مشایخی) است که سالهاست همسرش را از دست داده. او برای تهیه جهیزیه دخترش «هاجر» نیازمند پول است. «مش رحمان» پس از تلاش بسیار، برای تهیه این هزینهها، ناچار میشود خود را بازخرید کند و به کار روی میآورد. برگزاری مراسم عروسی اگرچه با اتفاقات مختلفی همراه است، اما در نهایت به خوشی به پایان میرسد.
خلاصه داستان: داستان فیلم درباره جوانی بیست و چند ساله است که در آغاز جنگ همراه خانوادهاش از شهر آبادان مهاجرت کرده است. پس از پایان جنگ، او به همراه پدرش به آبادان بازمیگردد و با دیدن شهر و خانه ویران شدهشان، در بازگشت قطعی دچار تردید میشود.در روزهایی که پدر مشغول ترمیم خانه ویران شده است، جوان در کوچههای خالی شهر...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تی وی شو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.