خلاصه داستان: نیروهای سرسپرده داخل کشور در پی یک قرارداد و هماهنگی با نیروهای خارجی قصد دارند تجهیزات پیشرفتهٔ ماهواره ای را در ایران پایهریزی کنند. جاسم که کارشناس این تجهیزات است به سرگرد مختاری رئیس تشکیلات عنوان میکند که قرارداد او به سر رسیده و قصد دارد نزد خانواده اش برگردد. اما سرگرد مختاری این اجازه را به او نمیدهد و مهندس جاسم توسط عوامل سرگرد در حال فرار از قرار گاه کشته میشود...
خلاصه داستان: فیلم با معرفی وحید (مسعود کرامتی) آغاز میشود؛ او یک کارگردان است که در حال ساخت فیلمی درباره جنگ ایران و عراق است. برای موسیقی فیلمش، به سراغ دوست قدیمیاش علی (فرهاد اصلانی) میرود که آهنگساز است. علی در ابتدا حاضر به همکاری نمیشود، چون میگوید نمیتواند با موضوع جنگ ارتباط برقرار کند؛ او فضای جنگ و دیدن مرگ و خشونت را طاقتفرسا میداند. وحید اما اصرار دارد که...
خلاصه داستان: «ساره» دانشجوی رشتهی سینما است. او قصد دارد با کمک شوهرش «داود» برای پایاننامهی تحصیلیاش یک فیلم بسازد. آن دو هنگام تهیهی این فیلم با جسدی مواجه ...
خلاصه داستان: دکتر شفق که از عوامل توطئه برای براندازی رژیم جمهوری اسلامی و همینطور رهبری جاعلان اسکناس در کشور است، قصد دارد با کمک برادرش خشایار شفق که تازه به کشور آمده و با همراهی خواهرش مهشید و شوهر خواهرش مهندس فرهاد صولتی اعضای دیگر باند، عملیات گستردهای را آغاز کنند، اما نیروهای انتظامی آنها را تحت نظر دارند و سرهنگ رادمنش سروان سرافراز و سروان همتی را مأمور پیگری این پرونده میکند، که...
خلاصه داستان: تئاتر آخرش که چی از سری برنامه های تئاتر در سیما ساخته سیمای اصفهان می باشد و مانند بسیاری از کارهای حسن اکلیلی مورد استقبال قرار گرفته است.
خلاصه داستان: علی برهان کارگردان سینما است. او به تازگی پس از اتمام تحصیلاتش به کشور بازگشته و قصد دارد از روی پاورقی عروس کاغذی نوشته یکی از دوستانش به نام جهانگیر الفت فیلمی بسازد. الفت مایل به این کار نیست اما با وساطت همسرش خاطره راضی می شود.برهان پس از آزمایش های متعدد بازیگری نمی تواند بازیگر مورد نظرش را پیدا کند و …
خلاصه داستان: حیدر رزمندهای که مجروح شده به خانه بازمیگردد، اما در همان زمان در بمباران شهر توسط دشمن کشته میشود. امیر که همسر خواهر حیدر و شاهد به کشته شدن او است با خود عهد میبندد راه حیدر را ادامه دهد، به همین خاطر راهی جبهه میشود و نزد فرماندهٔ حیدر رفته و درخواست میکند تا در کنار همرزمان او باشد...
خلاصه داستان: حیدری که شکاربان سالخورده منطقه جنگلی حفاظت شده است در یکی از گشتهای خود به تعدادی از شکارچیهای غیر مجاز برمیخورد و قصد مقابله با آنها را دارد که به قتل میرسد. الیاس شکاربان جوان که داماد حیدری نیز هست نگران غیبت حیدری میشود و به همراه همسرش تلاش میکنند تا او را بیابند...