خلاصه داستان: شوان در یک مجتمع کارگری مسئول تهیهٔ آذوقه و نگهبان وسایل زندگی کارگران اهل خوزستان است. بلوط خواهر شوان، دچار بهت زدگی میشود و پدر شوان برای مداوای دخترش او را به شهر میبرد و به هر دری میزند؛ اما سرانجام بی آنکه نتیجهای گرفته باشد دختر را به روستای محل سکونتش بازمیگرداند.
خلاصه داستان: مجموعه ایی خاطره انگیز و به یاد ماندنی از آیتم های طنز که با بازی بهترین های طنز ایران به نمایش در می آمد و طرفداران زیادی نیز پیدا کرده بود.
خلاصه داستان: پس از سوء قصد نافرجام به جان کمال خان، او با الماس «چشم شیطان» که به مالکش قدرت میدهد، ناپدید میشود. برادرش صمصام الدوله کارآگاهی به نام محمود خان را برای یافتن او مأمور میکند. محمود خان به اصفهان میرود و با سولماز و خالهٔ او و شوهر خاله اش رشید پاشا که برای یافتن چشم شیطان از عثمانی آمدهاند رو به رو میشود. آنها در هتل محل اقامتشان با یک سرگرد انگلیسی و خدمتکار هندی اش، یک کمیسر روس که مأمور نظمیه اصفهان است و عدهای دیگر مواجه میشوند که همگی در پی چشم شیطان هستند.
خلاصه داستان: نادر مهندس شركت نفت است و براي مأموريتي بايد به يك شهر جنوبي برود كه خانواده اش با او همراه مي شوند. در نزديكي شهر همسر نادر زهره پيرزني را مشغول كار مي بيند كه برايش آشنا است، او به روستا مي رود تا پيرزن را پيدا كند اما غافلگير مي شود چرا كه مردم روستا او را به نام صدف مي شناسند دختري كه با پدر و مادر پير و فقير با توهمات بسيار زندگي مي كند و ...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.