خلاصه داستان: نیما زند کریمی که استاد تاریخ است با دختری آشنا میشود که در رابطه با دورهای تاریخی تحقیق میکرد که در هیج کتابی چاپ نشدهاست. نیما که عقیده داشت چنین دورهای وجود ندارد، برای اثبات حرف خود دختر جوان را همراهی میکند تا اینکه متوجه میشود حق با دختر جوان است و دورهای وجود دارد که تخت پادشاهی در تهران قرار داشته اما در هیچ کتابی از این دوره نقل نشدهاست. سپس نیما برای تحقیقات بیشتر وارد کاخی میشود و قهوه تلخی را مینوشد. نیما پس از خوردن قهوه از حال میرود و وقتی چشم باز میکند میبیند که در همان دورهای که هست که در رابطه با آن تحقیق میکند.
خلاصه داستان: فلوریان ادر در کارگاه نجاری عمویش، استاد ادر، با یک گابلین کوچک و شیطان به نام پوموکل آشنا می شود؛ موجودی بازیگوش که از همان لحظه دیگر دست از سر او بر نمی دارد و همیشه همراهش می ماند.
خلاصه داستان: دو خان به نام های مظفر و منصور در یک باغ در حالیه یک دیوار بین آنهاست، روزگار می گذرانند. به دلیل یک ازدواج، افراد جدیدی وارد این باغ میشوند. رفتاری که این اشخاص دارند مطابق میل صاحبان باغ نیست. همین اختلاف سلیقه ها و تناقض خواسته ها و رفتارها موضوع داستان این سریال است …
خلاصه داستان: چارخونه سریالی کمدی می باشد که در سال ۱۳۸۶ توسط شبکه سه سیما به روی آنتن می رفت. این سریال یکی از مجموعه های طنز و کمدی شبانه در آن دوران بود که پخش می شد. سریال کمدی ایرانی چارخونه اولین تجربه کارگردانی سروش صحت می باشد.
خلاصه داستان: داستان مجموعهٔ همسران راجع به دو زوج است که در یک آپارتمان با هم همسایه هستند. کمال و مهین یکی از دو زوج هستند که سن بیشتری دارند. علی و مریم یک زوج دیگر هستند که از کمال و مهین جوانتر هستند. بعدها معلوم میشود کمال دایی مریم است که مریم از این موضوع خبر نداشته است...
خلاصه داستان: این مجموعه ماجراجوییهای ویلیام تل (با بازی ویل لیمن) که در قرن چهاردهم در سوئیس رخ داده را روایت میکند. تل در برابر خودکامگیهای آلبرشت گسلر (هرمان گسلر) (با بازی جرمی کلاید) فرمانروای ایالت اوری برمیخیزد و همانند رابینهود به هواخواهی از ستمدیدگان شورش میکند. هرمان گسلر هم با گروگان گرفتن پسر گیوم تل تلاش میکند او را به نبردی رو-در-رو بکشاند…
خلاصه داستان: سه دوست «فرجیان، کلانی و اسدی» با سندی جعلی، یک زمین را به یک فرد سرمایهدار به نام کورانی میفروشند و از او کلاهبرداری میکنند، اما اسدی پولها را میگیرد و قصد دارد تا سهم دو نفر دیگر را هم برای خود بردارد. او پولها را در زیرزمین یک خانۀ قدیمی در پامنار پنهان میکند و خودش در راه فرودگاه (میخواسته به کانادا فرار کند) تصادف میکند و فلج میشود. حالا دو نفر دیگر بر سر یافتن پولها رقابت میکنند …
خلاصه داستان: داستان سریال حول محور مارال عظیمی، یک نویسنده جوان و پرشور، شکل میگیرد؛ او با نوشتن یک رمان مشهور به شهرت و اعتبار قابلتوجهی میرسد. مارال با حامد یزدانپناه (یک ناشر و استاد دانشگاه) آشنا میشود، عشق میورزد و ازدواج میکند، اما بهتدریج شکافهای عمیق در زندگی آنها و فشارهای اجتماعی – خانوادگی باعث ایجاد تنش میشود...