خلاصه داستان: یک خرگوش که در جنگل زندگی می کرد به طور تصادفی با یک شکارچی که در خواب بود روبرو شد و اسلحه او را برای خودش گرفت. خرگوش که به شدت از همه می ترسید، اما وقتی اسلحه شکارچی در دستش بود، قدرت و برتری خود را احساس می کرد. روباه مکار را از خانه اش بیرون کرد و گرگی را که در آن جنگل زندگی می کرد را هم با اسلحه تهدید کرد. پس از این، ترس خود را به کلی از دست داد و مغرور و متکبر شد...
خلاصه داستان: مجموعۀ کارتونی «نیلو» از این قرار است: در قرن نوزدهم میلادی، در روستای فلندرز (Flanders) واقع در کشور بلژیک، پسری به اسم «نیلو» (Nello) با پدربزرگش زندگی میکرد. نیلو به نقاشی علاقۀ زیادی داشت و پدربزرگش هم فروشندۀ شیر بود، یعنی شیر گاوهای روستا را میخرید و به شهر میبرد و آنجا میفروخت.
خلاصه داستان: خاله ریزه به همراه همسرش در یک خانهٔ کوچک روستایی زندگی میکند. او یک قاشق چایخوری دور گردنش آویزان میکند که هر از گاه او را به اندازهٔ قاشقش کوچک میکند ولی خود قاشق که او باید بر پشت خود حمل کند، کوچک نمیشود. او همواره پس از مدتی به اندازهٔ اصلی خود بر میگردد.
خلاصه داستان: دو مرد تعمیرکار را نمایش میدهد که دچار مشکلات به وجودآمده توسط خود میشوند و سعی در تصحیح اشتباهات با استفاده از تمامی وسایل ممکن و غیرممکن و خردهریزهای اطرافخود دارند! که در نتیجه، مشکلات جدیدی به وجود میآید. در نهایت، هر دو اقدام به حل مشکل با روشهایی عجیب و غریب میکنند.
خلاصه داستان: «جونگ میونگ» دختری شش یا هفت ساله فرزند ملکه و امپراتور بزرگ در کشور بزرگ چوسان زندگی میکند. او در چند دهه شاهد تغییرات سیاسی و نظامی کشور خود است و در تمام این سالها با وجود خطرات بسیار، تلاش میکند تا کشورش را در شرایط دشوار جنگ با کشورهای دیگر و از اختلافات داخلی نجات دهد. او در این راه...
خلاصه داستان: جودی یک آرایشگاه را اداره می کند و یک روز در محل کار، از پنجره به بیرون نگاه می کند و در کسری از ثانیه، لحظاتی قبل از قتل شاهد یک قاتل و قربانی او می شود.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست...
اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.