خلاصه داستان: «ژاندارم ها»، فیلمی در ژانر کمدی-خانوادگی و جنایی، به کارگردانی «ژان ژیرو» و محصول سال 1970 کشور فرانسه است. در این فیلم بازیگرانی چون «لوئی دو فونس»، «ژان لوفور» و «گای گروسو» به ایفای نقش پرداخته اند. داستان این فیلم از آنجایی آغاز می شود که کل ژاندارم های سنت تروپز بازنشسته می شوند اما همچنان نمی توان آنها را از حفظ قانون و نظم عمومی بازداشت.
خلاصه داستان: وقتی هنرمند خطی جادویی میکشد، خط تبدیل به شبح یک فرد تندخو زنده میشود. این «آقای خط» میخواهد چیزهای بیشتری کشیده شود تا بتواند از خود لذت ببرد،..
خلاصه داستان: توماس پرنده ای حیله گر است که بر روی کابا، اسب آبی خوش اخلاق اسفنج می زند. اگرچه توماس یک وابسته است و در دهان بزرگ هیپو زندگی می کند، او همیشه اربابانانه عمل می کند و سعی می کند از میزبان ساده دل خود پیشی بگیرد. با این حال، دوستی و همکاری اولیه آنها با وجود مشاجرات مکرر آنها پابرجاست.
خلاصه داستان: ایسامی هانائوکا فقط یک دانش آموز کلاس پنجمی است که اتفاقاً از نوادگان شینسنگومی است. او به همراه نوادگان و همکلاسیهایش سوشی یوکیمی و توشی تسوکیکاگه، آثار عجیبی را در زیرزمین خانهاش کشف میکند که اجدادشان پشت سر گذاشتهاند، و همچنین پیامی که از آنها میخواهد «با سازمان شیطانی Kurotengu بجنگند».
خلاصه داستان: میومیو گربهای بامزه است که کمی شبیه به راکون نیز میباشد. در مواقعی که برای او و ایمی، دختر بچه خانواده مشکل یا خطری پیش میآید میومیو با گفتن جملهای تغیر شکل میدهد. در هر قسمت اتفاقات جالبی برای میو میو میافتد. میومیو مشکلات زیادی برای ایمی به وجود میآورد که باعث عصبانیت او میشود...
خلاصه داستان: در خصوص فردی بزهکار و دارای اعمال مقبوح به نام مراد است که در هنگام گریختن از دست نیروهای پلیس، درب مسجدی به روی او باز شده و همین امر باعث می شود مراد در مسیری روحانی و معنوی قرار گیرد. در تمام قسمتهای سریال حضور پرستاری باعث تحکیم این حالات معنوی میشود.
خلاصه داستان: مردی به نام گورو پس از جدایی از همسرش ریکو همراه با پسرش جون و دخترش هوتارو از توکیو به زادگاهش در جزیره شمالی ژاپن (هوکایدو) برگشته و زندگی جدیدی را شروع میکنند. بچهها در زندگی جدیدشان از یک سو با سکونت در منطقهای که به هیچگونه امکاناتی مانند آب، برق و گاز دسترسی ندارند و از سوی دیگر ...
خلاصه داستان: یک سریال انیمیشنی بر اساس کتاب کمیک اروپایی در مورد یک گاوچران آمریکایی توصیف شده به عنوان "مردی که سریعتر از سایه خود شلیک می کند." لوک خوش شانس، با اسب خود سفر می کند و بدکاران را می گیرد...