خلاصه داستان: داستان دربارهٔ ورود و توسعهٔ سینما و سینماداری در ایران است و وصف مشاجرههای موسیو روسیخان و موسیو آقایوف که جیرهبگیر سفارت خانههای روسیهٔ تزاری و بریتانیای کبیر هستند. فردی به نام قراچهداغی که از مجاهدان مشروطه است، جوانی به نام معلا را نصیحت میکند که خود را در راه توسعهٔ سینما مانند عوامل اجنبی گرفتار نکند...
خلاصه داستان: داستان پیرمرد مهربانی به نام پاکنهاد را روایت میکند. او مؤسس مدرسهای برای کودکان ناشنوا بوده، اما اکنون پسران طماعش او را در یک خانه سالمندان پنهان کردهاند. آنها به دیگران میگویند که پدرشان به خارج از کشور رفته و قصد دارند ساختمان قدیمی مدرسه را تخریب کرده و...
خلاصه داستان: در روستایی کوهستانی در منطقه آبروتسو و در سالهای آغازین حکومت فاشیستی (۱۹۲۷) روایت میشود. روستای فونتامارا جایی است که همه آن را فراموش کردهاند و ساکنان فقیر آن که «کافونی» (cafoni) خوانده میشوند، مجبورند در زمینهای سنگی و خشک برای زمینداران کار کنند. براردو ویولا (با بازی میشله پلاسیدو)، جوانی سرسخت و مبارز، قصد دارد پس از به دست آوردن پول کافی...
خلاصه داستان: داستان مهندس انصاری را روایت میکند که سرپرستی کارهای ساختمانی یک سد بزرگ را بر عهده دارد . در این میان، اعضای یک گروه مسلح به او هشدار میدهند که از ادامه کار خودداری کند، اما مهندس انصاری به این تهدیدها اعتنا نمیکند . سرانجام او دستگیر و در زیرزمینی زندانی میشود تا شاید همکارانش در جهادسازندگی از ادامه پروژه منصرف شوند و...
خلاصه داستان: در دنیایی فانتزی و سرشار از ماجرا روایت میشود. روزی از روزهای قصر پادشاه، هفت یاقوت کبود به سرقت میرود. پادشاه اعلام میکند هرکسی این گنجینه ارزشمند را پیدا و سارقان را دستگیر کند، پاداش بزرگی خواهد گرفت. نمکی، پسرکی باهوش و پرجنبوجوش که به همراه دوست وفادارش مار عینکی و پهلوان تیمور در میدانشهر معرکهگیری میکنند...
خلاصه داستان: داستان گروهی از قاچاقچیان خارجی و ایرانی را روایت میکند که یک محموله بزرگ قاچاق را در زاهدان پنهان کردهاند و منتظر فرصت مناسبی برای انتقال آن به خراسان هستند. رئیس گروه قاچاقچیان در نظر دارد این محموله را جابهجا کند، اما مأموران نیروی انتظامی و نيروهای نظامی در سرحد، مرزهای شرقی کشور در منطقه سیستان و بلوچستان، به دنبال...
خلاصه داستان: داستان از اون جایی شروع میشه که دکتر تنما (یا دکتر بویینتن در برخی دوبلهها)، وزیر علوم، پسر ۹ سالهاش «توبیو» رو از دست میده. دانشمند غمزده برای تسکین دردش، یک ربات نوجوان رو دقیقاً شبیه پسر خودش میسازه و اسمش رو «آسترو» میذاره، ولی بعداً به دلیل اینکه رباتش بزرگ نمیشه و نمیتونه جایگزین واقعی بشه، او رو رها میکنه...
خلاصه داستان: این مجموعه به فراز و نشیبهای زندگی این شهید بزرگوار میپردازد. از دوران پرجنبوجوش کودکی، نوجوانی و جوانی در قزوین، آشنایی و ازدواج با «ملیحه حکمت»، اعزام به آمریکا برای طی دورههای تخصصی خلبانی، بازگشت به ایران پس از انقلاب، تا سالهای حضورش در پایگاه هوایی اصفهان و در نهایت، شهادت در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۶۶، هنگام بازگشت از یک مأموریت برونمرزی. تصویرسازی از شهید به عنوان انسانی زنده و ملموس، یکی از نقاط قوت این سریال است.
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.