خلاصه داستان: تیمون و پومبا دو دوست قدیمی و بسیار صمیمی هستند. تیمون یک قاقم و پومبا یک گراز وحشی است. آن دو با اینکه اصولا گیاه خوارند، اما علاقه زیادی به خوردن حشرات دارند.
خلاصه داستان: با شنیدن خبر نابودی یک بیمارستان صحرایی، دکتر امیر راستین همسر باردارش لیلی را نزد پدر همسرش، قوام، میگذارد و به جبهه میرود. در غیاب شوهر، لیلی به کار نقاشی و نگارش کتاب مشغول است. در ضمن با سامان، که مدیر یک مؤسسه انتشاراتی است برای چاپ کتابش همکاری میکند. خبر کشتهشدن دکتر راستین، لیلی را دگرگون میکند....
خلاصه داستان: این فیلم مرتبط با مسائل امنیتی و جاسوسی در حوزه انرژی هستهای است. برادرِ نتانیاهو (جلال فاطمی) برای انجام یک عملیات تروریستی جدید علیه دانشمندان هسته ای به ایران میآید. این مأمور حرفه ای در ایران برای رسیدن به اهداف خود از یک راننده ساده (حمید گودرزی) سوء استفاده میکند، اما …
خلاصه داستان: فیلم تنهایی باد درباره دختری به نام هانا است. او در سال 1991 از طرف سازمان ملل متحد ماموریت مییابد پیرامون موضوع 184 هزار نفر از گمشدگان کردنشین شمال عراق که در سال 1988 توسط حکومت این کشور ربوده و نسلکشی شده بودند، تحقیق کند…
خلاصه داستان: دو برادر به هم چسبیده (گربه و سگ) است که دارای دو بعد هوشیاری و عاطفی هستند. گربه سگ از والدین خود که یک قورباغه و یک موجود پاگنده بودند توسط گردباد جدا شدند. مکان زندگی گربه سگ در خانهای در حومه نیربورگ است. خانه گربه سگ نیمی به شکل ماهی و نیمی به شکل استخوان است و در این خانه با وینزلو (موش) زندگی میکنند و ماجراهای خنده داری را رقم میزنند…
خلاصه داستان: فرامرز و لیلی پس از گذشت یازده سال زندگی مشترک تصمیم به متارکه میگیرند. فرامرز با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق کرده و لیلی را از دیدن بچهها محروم میکند. لیلی که از قصد فرامرز مبنی بر خارج ساختن بچهها از کشور مطلع میشود؛ با کمک گرفتن از عاطفه (دوست مشترک خود و فرامرز) تغییر چهره داده و بعنوان پرستار بچه به منزل فرامرز میرود...
خلاصه داستان: این داستان مربوط به قرون 16 و 17 است. زمانی که دولت قدرتمند و کاتولیک لهستان- لیتوانی به کشور ارتدکس روسیه حمله میکند. در طی این جنگها قوای لهستان قادر به شکست روسیه نبودند و این جنگها عامل افولشان شد...
خلاصه داستان: مریم زن پولداری است که دو بار ازدواج کرده و شوهرانش مردهاند. جواد که کارش مسافرکشی است بعد از اینکه مریم را به منزلش میرساند مورد حمله دو ناشناس قرار گرفته و اتومبیلش نیز دچار خسارت میشود. جواد وقتی واقعه را با دوست صمیمیاش اصغر که کلهپزی دارد در میان میگذارد، فصل تازهای در زندگیاش آغاز میشود…
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.