خلاصه داستان: سامان و عمران در حال ساخت دکلهای برق در شمال ایران هستند و احساس خوشبختی میکنند. آنها به همراه گروهشان روی داربستهای لرزان بالا میروند و شبها در کمپ، درباره عشق و زندگی گفتگو میکنند و در این کار پرخطر، رفاقت را تجربه میکنند. اما با ادامه پروژه، مشکلات و خطرات تازهای پدیدار میشود و درگیری شخصی میان این دو دوست آغاز میگردد و تنشها را بالا میبرد.
خلاصه داستان: سه روز قبل از شروع یک همایش بین المللی، به صورت ناگهانی دود از کندوی سیلوی شکسته و متروکه شهر بیرون میآید. این سیلو از زمان جنگ باقی مانده و در داخل آن مواد منفجره قرار دارد. مقامات شهر که نگران این بحران هستند، رحیم را برای حل مسئله دعوت میکنند. ورود رحیم به شهر با رسیدن قطار اولین گروه میهمانان همایش، همزمان میشود. خبرنگاری به نام سارا نیز از مسافران این قطار است که جهت تهیه گزارش از همایش، به شهر وارد میشود بی خبر از اینکه دست سرنوشت او را به جای دیگری می کشاند…
خلاصه داستان: سریال «بوعلی سینا» زندگی و دستاوردهای «ابوعلی سینا» را روایت می کند. ایشان در روستای افشنه چشم به جهان می گشایند و به سفرهای مختلف می روند تا بر علم خود بیفزایند.
خلاصه داستان: وقتی «جو تایگن» آینه ای بیضی شکل را به عنوان هدیه از صاحب سالخورده یک عتیقه فروشی دریافت می کند، با شگفتی می بیند که به جای تصویر خودش، چهره دختر دیگری در آینه ظاهر شده است. خیلی زود روشن می شود که آن دختر هم جو را به همان وضوح می بیند. جو که در دههی ۱۹۹۰ زندگی می کند و...
خلاصه داستان: شهلا (نیکی کریمی) از زندگی با همسرش امیرحسین (مصطفی زمانی) ناراضی است. امیرحسین دکتر موفقی است که با مرجان (میترا حجار) منشی خود رابطه دارد و شهلا هم از این موضوع با خبر است. تلفن هایی به امیرحسین زده می شود که به او هشدار می دهد که شهلا با مردی رابطه دارد اما…
خلاصه داستان: «Calimero» دربارهی یک جوجهٔ کوچک با پرهای سیاه است که همیشه نیمهٔ بالایی تخممرغش را روی سرش بهعنوان کلاه دارد. او تنها جوجهٔ سیاه رنگ در میان خانواده و دوستان زرد رنگش است، و همین باعث میشود احساس کند گاهی دنیا با او خیلی مهربان نیست.
خلاصه داستان: در عراق، دکتری برای دفع آفات نباتی موفق به کشف مادهای میشود. رژیم عراق برای ساختن بمب شیمیایی از این سم سوءاستفاده میکند. دکتر به منظور اعتراض قصد دارد به ایران پناهنده شود. ایران برای نجات او و انهدام بمبهای شیمیایی، چند کماندو به سوی مرز دشمن اعزام میکند و...
خلاصه داستان: شخصیت اصلی داستان، گربهای نارنجیرنگ، باهوش و دردسرساز به نام Heathcliff است که در یک محله شهری زندگی میکند. او شخصیتی مستقل، مغرور و در عین حال دوستداشتنی دارد. هیثکلیف همیشه در حال ماجراجویی است؛ گاهی برای پیدا کردن غذا نقشه میکشد، گاهی با سگهای محله درگیر میشود و گاهی هم با زیرکی از موقعیتهای سخت فرار میکند...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.