خلاصه داستان: محمولههای قاچاق در ایران طی چند مرحله لو میرود و شخصی به نام اسکندری (فریبرز سمندرپور) در این رابطه به ایران میآید تا قضیهٔ چگونگی لو رفتن محمولهها را پیگیری کند. مختار که عامل تشکیلات اسکندری در داخل ایران است برای بهبود وضع جابه جایی جنسهایشان تقاضای درصد بیشتری از درآمد را دارد، اما اسکندری فردی به نام سیاوش (جمشید هاشمپور) که پسرش را بر سر استفادهٔ زیاد از مواد مخدر از دست داده مأمور کشتن مختار و عواملش میکند...
خلاصه داستان: خسرو که کارش رانندگی تاکسی است، یک شب با موجودی فضایی که خود را خپیت مینامد، روبرو میشود. رفتار غیر عادی و پیشبینی نشده خپیت مشکلاتی برای خسرو پدید میآورد. خسرو علت حضور خپیت در زمین را نمیداند تا اینکه زنی فضایی نیز به زمین میآید. و اوست که فاش میکند که خپیت به لحاظ مخالفت فرماندهان سیاره با ازدواج او، به زمین تبعید شده است...
خلاصه داستان: داستان ناخدای یک کشتی را روایت میکند که در زمان مرگ، نقشه گنجی را که در جزیره کیش مدفون است، برای سه فرزندش به ارث میگذارد. فرزندان برای پیدا ...
خلاصه داستان: یارولی (اکبر عبدی) عموی باران (بهاره رهنما) که تنها نگهدارنده وی و قیم او نیز بشمار می آید، پس از تعلل باران در مورد ازدواج، او را موظف به تصمیم گیری و انتخاب همسر در مدتی معین می کند. باران که در مدت تعیین شده موفق به انتخاب همسر نشده است مورد توجه و علاقه برزو جوان تعمیرکار (سروش صحت) قرار می گیرد و…
خلاصه داستان: قصه ی زنی را روایت میکند که با هر کسی که ازدواج میکند آن مرد ثروتمند میشود و البته مدتی بعد می میرند و ارثیه را برای این زن باقی می گذارند. او برای مداوای این بدشانسی ها پیش یک دکتر روان پزشک میرود و…
خلاصه داستان: «علی» در راه بازگشت از مدرسه، مجروحی را میبیند که توسط دو موتور سوار ترور شده و به دائیاش «امیر» اطلاع میدهد تا مجروح را که محمود نام دارد به بیمارستان برسانند. «امیر» که مأمور اطلاعاتی است تحقیق را درخصوص ترور مرد مجروح آغاز میکند، اما در فاصله کوتاهی محمود، ناپدید میشود…
خلاصه داستان: داستان این فیلم از یک صبح پاییزی در ساعت ۷ شروع میشود. جهانگیر (خسرو شکیبایی)، رؤیا (هدیه تهرانی) و ۲ فرزندشان شنگول (آرین مطلبی) و منگول (هانیه مرادی)، اعضای خانوادهای چهارنفره هستند که زندگیای معمولی را سپری میکنند، اما در این بین، رؤیا موقعیتی متمایز دارد، از این حیث که دائم در حال خیالبافی و داستانسرایی است. جهانگیر با مشاهده علاقه زیاد همسرش به داستانپردازی، به او پیشنهاد میدهد که به آموزشگاه داستاننویسی برود و به شکل آکادمیک این جریان را دنبال کند...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.