خلاصه داستان: «بیتا» (با بازی لیلا حاتمی)، یک وکیل موفق است که تخصص اصلی خود را در دفاع از حقوق زنان میداند . روزی یک پرونده عجیب و پیچیده به او ارجاع داده میشود.این پرونده که در نگاه اول ساده به نظر میرسد، به تدریج ابعاد تازهای پیدا میکند و پای افراد مختلفی از جمله خانواده خود بیتا را به ماجرا باز میکند. ورود این پرونده، نه تنها مسیر حرفهای او را تغییر میدهد، بلکه زندگی شخصی و روابط عاطفی اطرافیانش را نیز دستخوش تحولاتی عمیق میکند .
خلاصه داستان: داستان درباره دو خانواده همسایه به نامهای «آقاکمال» و «آقارحمت» است. با شروع جنگ، پسر آقاکمال که تازه ازدواج کرده، به جبهه میرود و به شهادت میرسد. در همین حین، «علی» پسر آقارحمت که مشکلات مالی و زندگی او را خسته کرده، به طور غیرقانونی از مرز گذشته و راهی آلمان غربی میشود.علی در آلمان با «مصطفی» آشنا میشود؛ کسی که سالها پیش به اروپا رفته و ...
خلاصه داستان: داستان در جهانی خیالی میگذرد که در آن برخی افراد قادر به کنترل و خم کردن یکی از چهار عنصر اصلی آب، خاک، آتش و باد هستند. این افراد «خمکننده» (Bender) نامیده میشوند و هر ملتی به طور خاص بر یک عنصر تسلط دارد.
تنها یک نفر در جهان به نام آواتار (Avatar) میتواند به هر چهار عنصر مسلط شود و مأموریت او حفظ صلح و تعادل میان ملتهاست. اما مشکل اینجاست که آنگ (Aang)، آخرین بازمانده از قوم باد و آواتار جدید، ۱۰۰ سال پیش ناپدید شده است. در نبود او، ملت آتش (Fire Nation) به بقیه ملتها حمله کرده و جنگی صد ساله را آغاز کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «تنگنا» درباره پسر نوجوانی به نام «غلامحسین» است که به علت فوت پدر مجبور به کار در یک فروشگاه لوازم برقی می شود. روزی او در اثر حادثه ای موجب شکسته شدن یک تلویزیون می شود و این شروع ماجراهای تازه برای او است.
خلاصه داستان: «تفنگ شکسته» مثل بسیاری از فیلمهای دهه ۱۳۶۰، داستان ارباب و رعیت و ظلم ارباب به رعیت را روایت میکند .اهالی روستای «قلعه بالا» که در منطقهای معدنی زندگی میکنند، به حیله و نیرنگ ارباب کشت و زرع را رها کردهاند و به کار در معدن فیروزه که زیر نظر او است مشغول میشوند .معدن توسط «بکتاش» (با بازی منوچهر حامدی)، مباشر سنگدل و ظالم ارباب، اداره میشود. او با خشونت و ستم کامل بر کارگران معدن حکومت میکند .
خلاصه داستان: میرزا نوروز عطاری است که حاضر نیست کفشهای کهنه و پر از وصلهٔ خود را دور بیندازد و کفشهایی نو بخرد و همین امر سبب میشود تا مردم شهر او را دست بیندازند و مسخره کنند. همسر و فرزندان میرزا نیز که دیگر طاقت این وضع را ندارند، او را ترک میکنند و شرط بازگشتشان را خرید کفشهایی نو از سوی میرزا قرار میدهند. سرانجام میرزا با اکراه رضایت به خرید کفشهایی تازه میدهد و میخواهد که کفشهای وصلهخوردهٔ خود را دور بیندازد، ولی به هرکجا که پرتابشان میکند، کفشها برایش دردسرساز میشوند و با خلقِ حادثهای، میرزا را به نزد قاضی شهر میبرند...
خلاصه داستان: سالها پیش کشتی آنجلیکا با محمولهٔ ارزشمندی از طلا و نقره در دریا غرق شدهاست. احمد بیک موفق میشود محل غرقشدن کشتی را بیابد و در پی خارج ساختن گنجینهٔ آن برآید. او برای این کار با پسر حاکم شیراز و به شرط تقسیم غنایم عازم محل غرق کشتی آنجلیکا میشود اما پسر حاکم درصدد تصاحب تمام گنجینه برای خود برمیآید غافل از اینکه انگلیسیهای...
خلاصه داستان: داستان در یک روستای کوهستانی میگذرد. قرهخان، پسر نوجوانی است که پدر ناتنیاش هاوارخان به قتل میرسد. مادرش نرگس فاش میکند که پدر واقعی قرهخان، رشید بوده که خودش سالها قبل قاتل هاوارخان بوده است .
رشید به دست برادران هاوارخان کشته میشود و حالا آنها که به تحریک مادرشان، نرگس را قاتل اصلی میدانند، برای کشتن او نقشه میکشند .قرهخان و مادرش با کمک فتاح (یکی از برادران هاوارخان) از روستا فرار میکنند، اما برادران دیگر به آنها میرسند و نرگس را به قتل میرسانند ....
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.