خلاصه داستان: بیتا دختری اصفهانی و اهل خانواده ای سنتی است که برای تحصیل در دانشگاه باید به تهران بیاید اما خانواده با رفتن او به تهران مخالف هستند و بالاخره با اعتصاب غذای دخترشان رضایت به رفتن او می دهند. پدر با اجاره ی یک آپارتمان و هم خانه کردن سیما دختر بیوه ی کارگر خانه، بیتا را به او می سپارد. بیتا در دانشکده با فرهاد آشنا می شود و با هم قرار ازدواج می گذارند در حالی که علی پسر عموی بیتا قرار است برای ازدواج با او از خارج از کشور به ایران بیاید…
خلاصه داستان: تاجر ثروتمندی به نام تیمور، که سالها در اروپا زندگی میکرده، پس از انقلاب و با آغاز جنگ وارد کشور میشود فرزندش، امید، همزمان با اوج جنگ برای انجام یک معامله تجاری، به خواست پدر، به باختران میرود پس از بازگشت امید که تحت تأثیر بردباری و از خود گذشتگی مردم قرار گرفته تصمیم میگیرد به جبهه برود...
خلاصه داستان: گروهبانی جوان، به نام محسن که اهل مازندران است، برای تحویل دادن مجرمی سابقهدار به نام دکتر پرویز به زندان نهبندان، به علت محیا نبودن شرایط سفر مجبور میشود که به همراه مجرم و دستبند، شبی را در مشهد بگذراند و…
خلاصه داستان: در فیلم خلوت دل، شخصی به نام سید مرتضی که حرف و حدیث زیادی پشت سرش است، مورد بدبینی اعضای هیئت و مسجد محل قرار میگیرد و آنان تصمیم میگیرند رفتاری متفاوت را با او در پیش بگیرند…
خلاصه داستان: حمید، سروان خلبان تیم اکروجت نیروهوایی، با ورود یکی از مخالفان جمهوری اسلامی، در سال ۱۳۵۸ به گروهی میپیوندند که قصد اجرای کودتای نوژه را دارند. اعضای گروه، چند خلبان، تکنسین، دکتر و تعدادی دیگر از مخالفان هستند. حمید که یک سال است با بدری دخترداییاش نامزد کرده، در اضطراب بسر میبرد و نگران بمباران مردم طی کودتاست. اما...
خلاصه داستان: پیرزنی تصمیم گرفت به دیدن دخترش برود اما راهش از میان جنگلی پر از حیوانات خطرناک میگذشت. در مسیر به کدویی بزرگ رسید، آن را خالی کرد و خودش را داخلش جا داد. سپس کدو را قل داد و به حرکت درآورد. حیوانات جنگل از او میپرسیدند: «کدو قلقلهزن! کجا میری؟» و پیرزن پاسخ میداد: «میرم خونه دخترم!» حیوانات که از راز کدو بیخبر بودند، راه را برایش باز میکردند تا اینکه...
خلاصه داستان: مریم افشار دانشجوی رشته هنر، دختری خانوادهدار است و پدر و مادر خوبی دارد. همه چیز در خانواده مریم آن قدر خوب و بجاست که مریم لازم نمیبیند هیچکدام از نیازهایش را در بیرون از خانه تأمین کند. پسر مذهبیای به نام محمد، در دانشگاه عاشق مریم میشود و درست زمانی که میخواهد از این علاقه با مریم صحبت کند با درخواست هم دانشگاهی دیگرش به نام رامین مواجه میشود که از او میخواهد مریم را برایش خواستگاری کند. محمد...
خلاصه داستان: دو برادر به نام های محسن با بازی مهران مدیری و امیر با بازی عبدالرضا اکبری بر سر باغ میراثی پدر مرحومشان به مشکل خورده اند. امیر که سن و سالی از او گذشته، استاد دانشگاه است و قصد دارد باغ را به همان صورتی که پدرش از آن مراقبت کرده است نگه دارد تا یادگاری از محبت ها و خوبی های پدرشان باشد. از طرف دیگر محسن جوان، اندیشه ها و خیالات خام و بلند پروازانه ای در سر دارد. او قصد دارد با قطع درختان باغ، چندین ساختمان در زمین باغ بسازد و به کلی کاربری آن را دگرگون کند...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تی وی شو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.