خلاصه داستان: هادی به منظور انجام تحقیقات خود جهت فیلمسازی روانه کرواسی میشود. عزیز، دوست هادی در جریان مسافرت او به کرواسی با در اختیار قرار دادن یک نوار کاست، یک قطعه عکس، و یکنیمه پلاک از وی برای یافتن دختری به نام فاطمه کمک میگیرد. هادی به وسیلهٔ آشنایی با زنی به نام حنیفه...
خلاصه داستان: سعید که بر اثر بمبهای شیمیایی نابینا شده به همراه گروهی از همرزمانش برای معالجه به آلمان اعزام میشود. لیلا خواهر سعید که سال هاست در آلمان با شوهر آلمانی و پسرشان یوناس (یونس) زندگی میکند، سعید را در آسایشگاه میبیند. بین سعید و یونس رابطه عاطفی عمیقی برقرار میشود. یکی از همرزمان بسیجی سعید قصد دارد...
خلاصه داستان: روایت سفر سه روزه چند خانواده که برای گذراندن تعطیلات به شمال کشور سفر کرده اند، بهانه این سفر بازگشت کوتاه مدت دوست قدیمی شان احمد از آلمان است. در این سفر، سپیده، الی را که معلم مهد کودک دخترش است دعوت کرده تا شاید زمینه ساز آشنایی او با احمد شود، اما ناپدید شدن الی در روز دوم سفر، به همه سرخوشی ها رنگ دیگری می دهد و…
خلاصه داستان: سارا که پس از پایان تحصیلات مهندسی تازه از آمریکا برگشته، برای استخدام به شرکتی میرود که بابک مدیر آن است. بابک که از به هم خوردن نامزدی سارا باخبر است…
خلاصه داستان: ارتباط خط کمین با نیروهای خودی توسط دشمن قطع شده و احتمال سقوط منطقه بسیار زیاد است. مقابله و مقاومت نیروها در مقابل دشمن نیازمند حضور دیدهبان جهت هدایت آتش سنگین است. عارفی برای پیوستن به خط کمین و دیدهبانی باید از مسیری عبور کند که زیر آتش شدید دشمن عراقی قرار دارد.
خلاصه داستان: به سازمان امنیت اطلاع داده میشود که فردی (عباس قاجار) متعلق به یک گروه ضدرژیم در رستوران کندو قرار گذاشته است. افراد سازمان آن فرد و مردی که گمان میکنند با او قرار داشته را دستگیر میکنند. فرد اصلی در جریان فرار گلوله خورده و کشته میشود. در بازجویی فرد دستگیر شده (جواد گلپایگانی)، به او گفته میشود که برای روبرو کردن او با مرد اصلی فردا به سازمان مرکزی در پایتخت انتقال داده خواهد شد. رئیس (محمد ابهری)، به بازجوی ویژهٔ پرونده (حسین پرورش) و شخص دیگری که از لحاظ رده از او در مقام پایینتری قرار دارد و
خلاصه داستان: رستم، گروهبان بازنشستهی ارتش، با خاتمهی جنگ در وضع روحی ناراحت به زادگاهش باز میگردد. همسر او كه سرپرستی فرزندشان را به عهده داشته، در كارگاه تعویض روغنی برادرش به كار مشغول است. رستم تصمیم می گیرد زمینی را كه سالها پیش قولنامه كرده باز پس بگیرد، اما طرف دیگر قرارداد خواست او را اجابت نمی كند. رستم و پسر چهارده سالهاش به جنگل، بر سر زمین می روند و...
🎁 هدیه ویژه اعضای جدید منتظر شماست... اگر هنوز عضو تیویشو پلاس نیستی، همین حالا ثبتنام کن و وارد پنل کاربری خودت شو. هدیه اختصاصی فقط داخل پنل کاربری قابل مشاهده است.